آمدن داشتيم با شما ميآمديم .
« يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ »
اينان با اين شركى كه در دل پنهان داشتند و برخى گفتهاند :
يعنى با اين سوگند دروغ و عذر بىجا خود را به هلاكت و نابودى اندازند زيرا با اين كار مستحق عقاب گردند .
« وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ »
يعنى در اين عذر خواهى و سوگند ، و اين آيه دليل بر صحت نبوت پيغمبر اكرم - صلى اللَّه عليه و آله - است ، زيرا آن حضرت پيش از اين جريان خبر داد كه اينان به زودى سوگند ميخورند ، و چنان شد كه فرموده بود ، و نيز در اين آيه دلالت روشنى است بر اينكه قدرت و توانايى بر هر كارى پيش از اقدام بدان كار موجود است « 1 » زيرا اينان يا قدرت و توانايى براى رفتن داشتند و نرفتند ، و يا آنكه قدرت نداشتند و قسم خوردند كه اگر در آينده ( در وقت حركت ) قدرت داشتيم ميآييم ، و در صورت اول گفتهء ما ثابت شود كه قدرت بر هر كارى پيش از آن موجود است ، و در صورت دوم نيز خداوند آنان را تكذيب فرموده و بيان داشته كه اگر توانايى هم بدانها ميداد نميرفتند ، و اين نيز ثابت مىكند كه قدرت پيش از انجام كار است . و اگر كسى بگويد :
منظور از نداشتن قدرت و توانايى نبودن مقدمات سفر و اسباب آن است ، لازمهء اين سخن آن است كه از ظاهر آيه بىجهت دست برداريم . زيرا حقيقت توانايى ( و معناى استطاعت كه در آيه است ) همان قدرت كار است نه مقدمات آن ، گذشته از آنكه اگر نداشتن مقدمات
هامش
( 1 ) - اين كلام اشاره باختلافى است كه ميان اشاعرة از يك طرف و حكماء و معتزله از طرف ديگر پيدا شده در اينكه آيا قدرت مقدم بر فعل است يا مقارن با آن ، يعنى انسان كه ميخواهد كارى را انجام دهد پيش از اقدام بدان كار قدرت انجام آن را دارد يا مقارن انجام كار قدرت پيدا مىكند ، حكماء و معتزله قول اول را اختيار كرده و گفتهاند : قدرت مقدم بر فعل است ، و اشاعره قول دوم را و براى اطلاع از استدلال حكماء بر گفتهء خود و بطلان قول اشاعره بكتب مفصلهء كلامى چون شرح تجريد و ساير كتابها بايد مراجعه شود ، و مؤلف مرحوم براى اثبات قول حكماء و بطلان قول اشاعره در اينجا بر اين نيز استدلال كرده به شرحى كه در بالاست .