بيان آيه 41 تا 43
شرح لغات
قاصد : مقصدى است كه راهش آسان و نزديك باشد . و بخاطر آسانيش آهنگ آن كنند و « عدل » را نيز « قصد » گويند بدانجهت كه براى قصد انسان ( و آهنگ آن ) شايسته است .
شقة : آن قطعه از زمين را گويند كه سوارى آن بخاطر دوريش براى سوار دشوار و سخت باشد و ممكن است اين لغت از « شق » بفتح شين - به معناى ناحيهاى از كوه - گرفته شده باشد ، و احتمال ديگر آن است كه از مشقت و سختى باشد . و « شقة » به معناى سفر و مسافت نيز آمده .
تفسير
خداى سبحان در اين آيات دستور جهاد داده و تأكيد وجوب آن را بر بندگان بيان فرموده كه گويد :
« انْفِرُوا »
يعنى بسوى جنگ و جهاد بيرون شويد
« خِفافاً وَ ثِقالًا »
حسن و مجاهد و عكرمة و ضحاك گفتهاند : يعنى جوان و پير ، و ابن عباس و قتادة گفتهاند : يعنى در حال نشاط و غير نشاط ، و حكم گفته : يعنى مشغول و غير مشغول ، ابى صالح گفته : يعنى توانگر و فقير ، و فراء گفته : منظور از « خفاف » مردمان تنگدست و كم عيال است ، و منظور از « ثقال » مردمان ثروتمند و پر عيال مىباشد ، و ابو عمرو و عطيهء عوفى گفتهاند : يعنى سواره و پياده ، و ابن زيد گفته : يعنى اهل صنعت و غير آنها ، و يمان گفته : يعنى اشخاص بى - همسر ، و همسرداران .
و بهتر آنست كه بگوئيم همهء اين افراد را شامل مىشود به اين بيان كه معناى آيه آن است كه بسوى جهاد بيرون شويد چه بر شما آسان باشد و چه سخت ، بر هر