تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
( 1 ) ابو سعيد گويد : پس جمعى از آنها برخاسته لباس خود را بكمر پيچيدند كه خود را در آتش افكنند و چيزى نمانده بود كه در آتش بيفتند كه به آنها گفت : بنشينيد كه من شوخى كردم . چون بمدينه بازگشتيم و اين قصه را براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل كرديم فرمود : هر كس شما را بگناهى دستور داد اطاعتش نكنيد . در اين سريه علقمة بن مجرز بدون آنكه جنگى ميان او و دشمن واقع شود بمدينه باز گشت . 39 - سرية كرز بن جابر و مأموريت او براى كشتن دو تن مرد بجلى : عثمان بن عبد الرحمن حديث كرده كه در جنگ محارب و بنى ثعلبة غلامى بنام يسار نصيب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شد كه آن حضرت او را بچرانيدن چند شتر شيرده خود در جائى بنام « جماء » واداشت ، پس از چندى چند تن از قبيله « قيس كبة » كه از قبائل بجيلة بودند بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمدند ، از قضا چند روز كه اينها در مدينه ماندند بيمار شدند و به درد طحال ( اسپرز ) مبتلا گشتند ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى رفع اين بيمارى به آنها فرمود : خوب است شما پيش شترهاى شيرده ما برويد و از شير آنها براى رفع اين بيمارى استفاده كنيد ، آنان پذيرفته و بدانجائى كه شتران آن حضرت بود رفتند و چند روزى كه در آنجا ماندند و بهبودى يافتند ساربان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله يعنى يسار را سر بريدند و مقدارى خار در چشمانش فرو كرده شتران آن حضرت را برداشته و گريختند ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كرز بن جابر را بتعقيب آنها فرستاد و كرز آنها را اسير كرده هنگامى كه آن حضرت از جنگ ذى قرد باز گشت ايشان را بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آورد ، و بدستور او دست و پاى ايشان را بريده آنها را بقتل رسانيد .

40 - سريه على بن ابى طالب عليه السلام بسوى يمن .

بگفته ابن اسحاق رسول خدا صلى اللّه عليه و آله على بن ابى طالب را بيمن فرستاد . ابن هشام گويد : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله على بن ابى طالب را بيمن فرستاد و پس از او خالد بن وليد را نيز مأمور كرد با لشگرى ديگر بدان سو برود به آنها فرمود