( 1 ) اگر با هم تلاقى كرديد امير لشگر على بن ابى طالب است .
و ابن اسحاق فرستادن خالد بن وليد را در سريه يمن ذكر كرده ولى آن را جزء سرايا بشمار نياورده و روى اين حساب شمارهء سرايا بقول او سى و نه عدد مىشود .
41 - سريه زيد بن اسامة كه آخرين سرايا بود :
( چنانچه در ابتداى ذكر سرايا گفتيم ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اسامة بن زيد را مأمور كرد بسوى شام برود و از سرحد بلقاء و داروم گذشته خود را باراضى فلسطين برساند و مردم از مهاجر و انصار براى رفتن بدان سو آماده شده بودند كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بيمار شد . و اين جريان در اواخر صفر يا اول ماه ربيع الاول بود [ ( 1 ) ] .
و ابتداى اين بيمارى صبح همان شبى بود كه آن حضرت در نيمه آن شب به بقيع رفت و براى مردگان آن جا آمرزش طلبيد و آنگاه بسوى خانه خود بازگشت .
ابو مويهبة غلام آن حضرت گويد : نيمه آن شب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به من فرمود كه من مأمور شدهام تا براى اهل بقيع آمرزش بخواهم پس برخيز تا با من بدانجا رويم من بهمراه او ببقيع رفتم و چون برابر قبور آنها ايستاد فرمود :
« درود بر شما اى خفتگان در گور ، گوارا باد بر شما وضعى را كه در آن هستيد كه بهتر از وضع مردم ( روى زمين ) است ، اشباح فتنهها همچون پارههاى تاريك شب ظلمانى پى در پى در ميرسند و دنبالهاش مخوفتر از ابتدايش مىباشد » .
سپس بسوى من متوجه شده فرمود : اى ابا مويهبة همانا كليدهاى خزائن دنيا را به من دادند و گفتند : اگر بخواهى ميتوانى براى هميشه در دنيا بمانى و سپس ببهشت در آئى و من بهشت و ديدار پروردگارم را انتخاب كردم .
ابو مويهبة گويد : من گفتم : پدر و مادرم بفدايت كليدهاى دنيا را بگير و براى هميشه در دنيا زندگى كن و پس از آن هم ببهشت درآى ؟ فرمود : نه به خدا اى ابا مويهبة من لقاء پروردگار و بهشت را برگزيدم ، سپس براى اهل بقيع آمرزش
هامش
[ ( 1 ) ] البته روى عقيدهء اهل سنت كه رحلت آن حضرت را در ماده ربيع الاول مىدانند و روى عقيدهء محدثين شيعه رضوان اللّه عليهم بيمارى آن حضرت و رحلتش در ماه صفر اتفاق افتاد