( 1 ) طلبيد و به خانه برگشت و از همان ساعت بيمارى آن حضرت شروع شد .
عايشه گويد : هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از بقيع بازگشت تصادفا من بسر درد شديدى مبتلا شده بودم و فرياد ميزدم : واى سرم ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اى عايشه به خدا من بايد بگويم : واى سرم . سپس ( از روى مزاح ) فرمود : چه ميشد كه تو پيش از من ميمردى و من بدست خود تو را كفن ميكردم و بر تو نماز خوانده بخاكت مىسپردم ؟ من در پاسخ آن حضرت گفتم : به خدا چنان مىبينم كه پس از اينكه اين كار را ميكردى باطاق من ميآمدى و با يكى از زنانت بخوشى مىپرداختى ! اين سخن من موجب شد كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تبسمى كرد و درد سرش كمى سبك شد و باز بنا بعادتى كه داشت روى ترتيب هر شب را در اطاق يكى از زنانش ميگذراند تا چون نوبت بميمونه رسيد بيماريش شدت يافت بطورى كه او را بسترى كرد ، پس زنانش را جمع كرد و از آنها خواست تا همگى موافقت كنند كه او در اطاق من پرستارى شود ، و آنها نيز موافقت كردند .
همسران رسول خدا صلى اللّه عليه و آله
ابن هشام گويد : همسران رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هنگام بيمارى آن حضرت نه تن بودند بدين شرح :
ام حبيبة دختر ابى سفيان بن حرب ، ام سلمة دختر ابى امية بن مغيرة . عايشه دختر ابى بكر ، حفصة دختر عمر بن خطاب ، سودة دختر زمعة بن قيس ، زينب دختر جحش بن رئاب ، ميمونة دختر حارث بن حزن ، جويرية دختر حارث بن ابى ضرار ، صفيه دختر حيى بن اخطب .
و مجموع زنانى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با آنها ازدواج فرمود سيزده تن بودند كه نخستين آنها خديجة دختر خويلد بود ( و به شرحى كه بيايد با يازده تن از ايشان هم بستر شد ) .