تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
( 1 ) مسطر بودند . و دربارهء آن روز سلمى دختر عتاب اشعارى گفت و فرزدق نيز دربارهء اقدامى كه اقرع بن حابس براى آزادى اسيران نمود اشعارى سروده است [ ( 1 ) ] . 30 - سريهء غالب بن عبد اللّه در اراضى بنى مرة كه در آن جنگ مرداس بن نهيك بدست لشگريان اسلام كشته شد ، و قاتلش اسامة بن زيد و مردى از انصار بود . اسامة گويد : در آن روز من و مردى از انصار خود را بمرداس رسانديم و چون شمشيرهاى خود را براى كشتن او برهنه كرديم گفت : « اشهد ان لا إله الا اللّه » ولى ما دست بر نداشتيم تا او را بقتل رسانديم ، و چون بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمديم و جريان را براى آن حضرت تعريف كرديم فرمود : اى اسامة تو را با « لا إله الا اللّه » چكار ؟ ( و چرا مردى را كه لا إله الا اللّه ميگفت بقتل رساندى ؟ ) عرض كردم : يا رسول اللّه از ترس كشته شدن گفت ؟ فرمود : اى اسامة تو را با آن چكار ؟ و به خدا سوگند آنقدر اين سخن را تكرار كرد كه من در آن ساعت خوش داشتم كارهاى گذشته‌ام در اسلام محو شود و همان ساعت بدست او مسلمان شوم و آرزو كردم كه كاش آن مرد را نمىكشتم . سپس گفتم : يا رسول اللّه به من مهلت ده تا من با خدا عهد كنم كه از اين پس مردى را كه « لا إله الا اللّه » بگويد نكشم ! فرمود : ( در اين عهد با خدا ) ميگوئى : بعد از من ؟ عرض كردم : من هم گفتم : بعد از شما .

31 - جنگ ذات السلاسل

و مأموريت عمرو بن عاص و جريان اين جنگ چنان بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عمرو بن عاص را بسوى اراضى بنى عذرة فرستاد تا مردم آن سامان را براى جنگ با شاميان كوچ دهد ، و سبب انتخاب عمرو بن عاص را براى اين كار آن بود كه مادر عاص بن وائل ( پدر عمرو بن عاص ) زنى از قبيله « بلى » بود ( كه نسب آنها با بنى عذرة هر دو به قضاعة ميرسد ) و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خواست بدين وسيله جلب توجه آنها را كرده باشد . عمرو بن عاص بدنبال مأموريت خويش به راه افتاد و چون بآبى موسوم به
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 622 .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 398 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى