( 1 ) از جاى خود حركت ميكرد زيرا هر دو تيرى را كه من پرتاب كردم به او خورد . و چون صبح شد برو و آن دو تير را از آنجا بردار كه سگها آن را با دندان نشكنند . اين سخن را گفت و بميان چادر خود رفت .
ما هم چنان ايشان را به حال خود گذارده تا چون كاملا بخواب رفتند هنگام سحر به آنها شبيخون زديم و چند تن كشته و چهار پايانى از آنها بدست آورده فرار كرديم ، در اين هنگام فرياد كشيدند و ساير افراد قبيله را باستمداد طلبيدند بناگاه گروه زيادى ما را تعقيب كرده كه نيروى مقاومت با آنها در ما نبود ، ما خود را بحارث بن مالك ليثى رسانده و او را نيز همراه خود برداشتيم و بسوى مدينه به راه افتاديم .
افرادى كه بتعقيب ما مىآمدند خود را به نزديكى ما رسانده و ميان ما و ايشان فقط درّه قديد فاصله بود ، ولى از آنجا كه خدا مىخواست بدون اينكه ما ابرى و بارانى مشاهده كنيم سيل شديدى جارى شد كه كسى را نيروى گذشتن از آن نبود و همان سيل ميان ما و ايشان فاصله انداخت و آنها بناچار در آن طرف درّه ايستاده و ما را كه چهارپايانشان را ميبرديم با حسرت نظاره ميكردند و هيچيك از آنها جرئت نداشت كه خود را به آن سيل بنيان كن بزند .
و بدين ترتيب ما خود را بسرعت از آنجا دور ساخته و بسوى مدينه آمديم و آنها ديگر نتوانستند خود را بما برسانند . و گويند شعار مسلمين در آن شب اين بود كه ميگفتند : « امت ، امت » ( يعنى بميران ، بميران ) .
13 - سريهء على بن ابى طالب و جنگ با بنى عبد اللّه بن سعد از اهل فدك .
14 - سريهء ابى العوجاء سلمى در سرزمين بنى سليم كه خود او و همراهانش همگى بدست بنى سليم كشته شدند .
15 - سريهء عكاشة بن محصن در غمرة .
16 - سريه ابى سلمة بن عبد الاسد در « قطن » كه نام آبى از آبهاى بنى اسد و در ناحيه نجد است ، و در آن جنگ مسعود بن عروة كشته شد .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: ابن هشام الحميري
ص٣٨٩