تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
( 1 ) روز بعد هم كه در كوه مزدلفة بود فرمود : اينجا و تمام مزدلفة موقف است ، و چون در قربانگاه منى قربانى كرد فرمود : اينجا و تمام منى محل قربانى است ، و بدين ترتيب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله حج و مناسك آن را بمردم تعليم كرد و مواقف و محل رمى جمرات و طواف و محرمات احرام و غيره را بمردم ياد داد و اين حج را حجة البلاغ و حجة الوداع نيز گويند زيرا رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پس از آن حج نياورد [ ( 1 ) ] .

فرستادن رسول خدا ( ص ) اسامة بن زيد را بسوى اراضى فلسطين :

سپس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بمدينه باز گشت و بقيهء ماه ذى حجة و محرم و صفر را در مدينه بود ، و در همان ايام لشگرى را بسركردگى اسامة بن زيد بسوى شام فرستاد و به او دستور داد از طرف بلقاء و داروم در سرزمين فلسطين پيش برود ، و بدنبال اين دستور مهاجرين مردم را براى رفتن با اسامة تجهيز كردند .
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام جريان سفر حجة الوداع را به همين جا ختم مىكند و از ذكر يكى از مطالب مسلم و مهم تاريخى يعنى داستان غدير خم كه سنى و شيعه آن را نقل كرده‌اند خوددارى نموده است با اينكه در حدود سيصد و شصت نفر از بزرگان و علماء اهل سنت داستان مزبور را در كتابهاى خود با جمال و تفصيل ذكر كرده‌اند . و محتمل است داستان غدير در اصل اين كتاب يعنى سيرة محمد بن اسحاق نيز بوده ولى ابن هشام چنانچه در برخى جاهاى ديگر از اين كتاب نيز نظير اين عمل از او ديده شده از نقل آن خوددارى كرده باشد ، زيرا حاكم نيشابورى در كتاب مستدرك ( ج 3 ص 110 ) حديث غدير را از محمد بن اسحاق از محمد بن يحيى و احمد بن يوسف از ابى نعيم از ابن ابى غنية از حكم بن سعيد بن جبير از ابن عباس از بريدهء اسلمى روايت كرده است و همچنين ابن كثير در كتاب البداية و النهاية ( ج 5 ص 208 ) حديث غدير را به دو طريق از محمد بن اسحاق نقل كرده است و از اين رو بعيد نيست داستان غدير در اصل سيرة محمد بن اسحاق هم بوده ولى ابن هشام آن را اسقاط كرده باشد . و اينك ما براى اطلاع خوانندگان محترم اجمال داستان را به نحوى كه از وضع پاورقى خارج نشود از روى كتابهاى اهل سنت ذكر كرده و در پايان ببرخى از مدارك آن نيز اشاره مىكنيم . ابو جعفر محمد بن جرير طبرى يكى از محدثين بزرگ اهل سنت و صاحب تفسير و تاريخ