تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
( 1 ) مىخواندند [ ( 1 ) ] بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمدند . مالك بن نميط ( كه از كلماتش معلوم مىشود مرد فصيحى بوده ) برخاست و گفت : « يا رسول اللّه نصيّة من همدان ، من كل حاضر و باد ، اتوك على قلص نواج متصلة بحبائل الاسلام ، لا تأخذهم فى اللّه لومة لائم من مخلاف خارف و يام و شاكر ، اهل السود و القود ، اجابوا دعوة الرسول ، و فارقوا الالهات الانصاب ، عهدهم لا ينقض ، ما قامت لغلع و ما جرى اليعفور بصلع » . ( يعنى اى رسول خدا گروهى از بزرگان همدان از شهرى و باديه‌نشين بر شتران تند روى نشسته و پيش تو آمده و خود را به پيوندهاى اسلام متصل كرده بدون آنكه از سرزنش ملامت كنندگان باكى داشته باشند ، و اينان از شهرهاى قبائل خارف و يام و شاكر و صاحبان اسب و شتر هستند كه دعوت پيامبر خدا را اجابت كرده و از خدايان سنگى دورى كرده‌اند ، و تا كوه « لغلع » بر پا است و بچه آهوان در « صلع » برفت و آمد مشغولند پيمانشان شكسته نخواهد شد ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى ايشان نامهء نوشت [ ( 2 ) ] و سرزمين آنها را بدانها واگذار كرد و مهاجر و انصار را نيز بر آن گواه گرفت و به آنها سپرد ، مالك بن نمط در مدح رسول خدا صلى اللّه عليه و آله قصيدهء سرود كه از آن جمله است :
حلفت برب الراقصات الى منى * صوادر بالركبان من هضب قردد بأن رسول اللّه فينا مصدق * رسول اتى من عند ذى العرش مهتد فما حملت من ناقة فوق رحلها * أشدّ على أعدائه من محمّد و اعطى اذا ما طالب العرف جاءه * و أمضى بحدّ المشرفى المهند [ ( 3 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از رجز مزبور به جلد دوم سيرة ص 597 مراجعه شود . [ ( 2 ) ] متن آن را ابن هشام در ص 598 ج 2 سيرة نقل كرده است . [ ( 3 ) ] سوگند بخداى شترانى كه در منى جست و خيز دارند و با سواران خود از كوههاى بلند باز گردند كه رسول خدا ( ص ) در ميان ما مورد تصديق است و پيامبرى است كه از جانب پروردگار عرش راهنمائى شده ، هيچ شترى بر پشت خود كسى را سخت‌تر نسبت بدشمنان از محمد سوار
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 370 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى