( 1 ) فرستاد ، روميان كه از اين جريان مطلع شدند او را گرفته بزندان افكندند ، و پس از چندى او را از زندان بيرون آورده و در فلسطين در جائى بنام « عفراء » او را گردن زده و جسدش را بدار كشيدند ، و هنگامى كه در زندان بود و همچنين هنگامى كه خواستند او را بكشند اشعارى نيز دربارهء خويش سروده است كه ابن هشام آن اشعار را نقل كرده [ ( 1 ) ] .
اسلام بنى حارث بن كعب :
در ماه ربيع الاخر يا جمادى الاولى سال دهم هجرت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خالد بن وليد را بسوى نجران بنزد قبيلهء بنى حارث بن كعب روانه كرد و به او دستور داد تا سه روز آنها را باسلام دعوت كند و اگر پذيرفتند با آنها جنگ نكند و تعاليم و احكام اسلام را بايشان ياد دهد ، و در غير اين صورت با ايشان جنگ كند .
خالد و همراهان بدستور آن حضرت عمل كرده و مردم نجران مسلمان شدند از اين رو خالد اقدام بتعليم دستورات اسلام كرد سپس نامه برسول خدا صلى اللّه عليه و آله نوشت و جريان را در آن نامه ذكر كرده در ماندن يا باز گشتن از نجران از آن حضرت كسب تكليف كرد ، و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در پاسخ به او دستور داد بهمراه چند تن از بنى حارث بمدينه باز گردد ، خالد نيز با چند تن از افراد قبيلهء مزبور بنامهاى : قيس بن حصين ، و يزيد بن عبد المدان ، و يزيد بن محجل ، و عبد اللّه بن قراد زيادى ، و شداد بن عبد اللّه ، و عمرو بن عبد اللّه صبابى بمدينه آمدند ، و چون نظر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به آنها افتاد فرمود : اينها كيانند كه همانند مردمان هند هستند ؟ گفتند : يا رسول اللّه مردان بنى حارث هستند ، و چون بنزد آن حضرت رسيدند شهادتين را بر زبان جارى كرده پس از گفتگوئى كه ميان ايشان و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رد و بدل شد [ ( 2 ) ] آن جناب قيس بن حصين را برياست آنها منصوب فرمود و مرخصشان كرد تا به شهر خود باز گشتند
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 591 - 592 .
[ ( 2 ) ] براى اطلاع از تفصيل مكالمات و همچنين نامهء كه آن حضرت براى عمرو بن خرم نوشت بصفحهء 594 - 595 سيرة مراجعه شود .