( 1 )
مأموريت على بن ابى طالب ( ع ) براى تلافى كار نابجاى خالد :
در اين موقع رسول خدا صلى اللّه عليه و آله على بن ابى طالب عليه السلام را طلبيد و مالى به او داده فرمود : بنزد بنى جذيمه برو و بكارشان رسيدگى كن و رسوم زمان جاهليت را زير پاى خود بگذار .
على بدنبال مأموريت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بنزد بنى جذيمة آمد و خونبهاى كشتگانشان را يك بيك پرداخت ، و خسارت اموالى كه از ايشان بغارت رفته بود همه را داد حتى ظرفى را كه براى سگان آب و غذا در آن مىريختند و همراهان خالد برده بودند قيمتش را به صاحبانش پرداخت . و خلاصه هر كس از ايشان كشته شده بود و هر چه برده بودند پول همه را پرداخت و مقدارى هم زياد آمده آنگاه بايشان فرمود :
آيا چيزى مانده كه پولش را نپرداخته باشم ؟
گفتند : نه يا على .
فرمود : اين مقدار هم كه زياد آمده من احتياطا از طرف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بشما مىپردازم كه اگر چيزى مانده كه شما اكنون اطلاعى از آن نداريد ذمهء رسول خدا از آن برى شده باشد .
سپس بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله باز گشته و گزارش كار خود را به آن حضرت داد حضرت به دو فرمود : كار بجا و خوبى كردى ، آنگاه برخاسته و رو به قبله ايستاد و دو دست خود را بدرگاه خداى تعالى بلند كرد به حدى كه زير بغلش ظاهر شد آنگاه سه بار گفت : « بار خدايا من از كار خالد بن وليد بسوى تو بيزارى ميجويم » .
و برخى گفتهاند : خالد براى كار خود عذر آورده گفت : عبد اللّه بن حذافة سهمى به من دستور داد اين كار را بكنم و گفت : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دستور داده كه ايشان را بكشى چون از قبول اسلام سر پيچى و امتناع كردند .
ولى ابو عمرو مدنى گفته است : هنگامى كه خالد بنزد ايشان رفت همگى