( 1 )
ان الذى ورث النبوة و الهدى * بعد ابن مريم من قريش مهتدى
اودى ضمار و كان يعبد مرة * قبل الكتاب الى النبى محمّد
( و خلاصه ترجمهاش اين است كه گويد : بقبائل سليم بگو : مرگ بر ضمار و زنده باد اهل مسجد و آن كس كه پيامبرى و هدايت را پس از عيسى بن مريم بوراثت برده پيامبر قرشى محمّد صلى اللّه عليه و آله است ) .
عباس كه اين اشعار را شنيد ضمار را آتش زد و بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده مسلمان شد .
قتل بنى جذيمة بدست خالد بن وليد و خشم رسول خدا ( ص ) از اين عمل
در مدتى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در مكه اقامت داشت عدهاى را به اطراف مكه فرستاد تا قبائل اطراف را باسلام دعوت كنند و بهيچيك از آنها دستور خونريزى و كشتار نداده بود و از آن جمله خالد بن وليد بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله او را بسوى قبيلهء بنى جذيمة كه در قسمت جنوب تهامة سكونت داشتند فرستاد و او بر خلاف دستور آن حضرت ( روى كينهاى كه با قوام مزبور داشت و جريانش در آخر داستان مذكور خواهد شد ) مردانشان را بقتل رسانيد ، و عباس بن مرداس نيز در اين باره اشعارى گفت [ ( 1 ) ] .
و شرح اين جريان چنانچه ( از حضرت ) ابى جعفر محمد بن على ( عليه السلام ) نقل كردهاند چنان بود كه چون خالد كه افرادى از قبائل سليم و مدلج همراهش بودند بنزد آنها رفت بنى جذيمه مسلح شدند خالد به آنها گفت : اسلحه را زمين بگذاريد زيرا همه مردم مسلمان شدهاند .
در ميان بنى جذيمة مردى بود بنام « جحدم » كه او حاضر نبود اسلحه را زمين بگذارد ، و به ديگران نيز هشدار داده گفت : اين خالد است ، و پس از تسليم شدن
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 428 .