تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
( 1 )
يا حبّذا الجنة و اقترابها * طيّبة و باردا شرابها و الروم روم قد دنا عذابها * كافرة بعيدة انسابها علىّ إذ لاقيتها ضرابها [ ( 1 ) ]
سپس پرچم را بدست راست گرفت و مشغول جنگ شده تا اينكه دست راستش را قطع كردند ، پرچم را بدست چپ گرفت ، آن را نيز قطع كردند ، پرچم را با بازوان به سينه چسباند و هم چنان بود تا او را كشتند ، و در آن هنگام كه كشته شد سى و سه سال از عمرش گذشته بود . و خداوند بجاى دو دست او كه قطع شد دو بال در بهشت به او عنايت كند كه بهر جا خواهد پرواز كند . و برخى گويند : مردى از روميان او را با شمشير به دو نيم كرد . پس از اينكه جعفر بن ابى طالب كشته شد عبد اللّه بن رواحة پيش رفت و پرچم را برداشته و كمى مردد شد كه مانند زيد و جعفر بميدان برود يا نه ، سپس اين رجز را خواند :
يا نفس إلا تقتلى تموتى * هذا حمام الموت قد صليت و ما تمّنيت فقد اعطيت * ان تفعلى فعلهما هديت [ ( 2 ) ]
سپس از اسب پياده شد و عموزادهء او قطعه گوشتى به دستش داد كه بخورد زيد دندانى به آن گوشت زد و همين كه ديد همهمه‌اى در لشگر پيدا شده با خود گفت : تو زنده‌اى ؟ آنگاه بقيه آن گوشت را به زمين انداخته شمشيرش را بدست گرفت
هامش
[ ( 1 ) ] آى چه قدر خوب است بهشت و ورود و نزديكى به آن ، آن بهشتى كه آشاميدنىهايش پاكيزه و سرد و گوارا است ، عذاب مردم كافر و دور از نسب روم نزديك شده ، و بر من است كه هنگام ديدار آنان را ( با شمشير ) بزنم . [ ( 2 ) ] اى نفس اگر كشته نشوى بالاخره خواهى مرد ، اين قضا و قدر مرگ است كه پيش آمده ، و آنچه آرزوى آن را داشتى ( يعنى شهادت ) اكنون به تو رسيده است و اگر كار آن دو نفر ( يعنى زيد و جعفر ) را انجام دهى حتما رستگار خواهى شد . و ابن هشام رجز ديگرى نيز از او نقل كرده ج 2 سيرة ص 379 .