تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
( 1 ) « همانا خداوند صدق خواب رسولش را آشكار ساخت كه در خواب ديد شما مؤمنان در حالى كه ايمن هستيد داخل مسجد الحرام مىشويد . . . تا به آخر آيه » [ ( 1 ) ] .

جنگ موته ( جمادى الاولى سال هشتم هجرت )

پس از اينكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از مكه باز گشت تا ماه جمادى الاولى سال هشتم اقدامى براى جنگ با دشمنان اسلام نفرمود ، و چون ماه جمادى الاولى شد لشگرى مركب از سه هزار نفر از مسلمانان بسركردگى زيد بن حارثة بسوى موتة [ ( 2 ) ] فرستاد ، و فرمود : اگر زيد كشته شد فرماندهى لشگر بعهدهء جعفر بن ابى طالب باشد ، و اگر او نيز كشته شد عبد اللّه بن رواحة فرمانده سپاه باشد . لشگر آمادهء حركت شدند و چون خواستند از مدينه خارج شوند مسلمانان براى خدا حافظى سركردگان لشگر اجتماع كردند ، و هنگام خدا حافظى با عبد اللّه بن رواحة او را ديدند كه گريه مىكند ، سبب گريه‌اش را پرسيدند ؟ گفت : به خدا من علاقه‌اى به دنيا ندارم ولى از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شنيدم كه اين آيه را دربارهء دوزخ ميخواند ( كه خدا ميفرمايد ) : « و هيچيك از شما نيست جز اينكه وارد دوزخ شود و اين حكم حتمى پروردگار تو است » [ ( 3 ) ] و من نميدانم پس از ورود چگونه خارج ميشوم ! مسلمانان او را دلدارى داده گفتند : خدا نگهبان و حافظ شما است و با رفتارى شايسته شما را بسوى ما باز ميگرداند . در اينجا عبد اللّه بن رواحة اشعارى گفت [ ( 4 ) ] ( كه حاكى از ايمان قوى
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء فتح آيهء 27 . [ ( 2 ) ] موتة نام سرزمينى در سرحدات شام بوده . [ ( 3 ) ] سورهء مريم آيهء 71 . [ ( 4 ) ] سيرة ج 2 : 374 .