تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
( 1 )
خلّوا بنى الكفار عن سبيله * خلوا فكل الخير فى رسوله يا رب انى مؤمن بقيله * أعرف حق اللّه فى قبوله [ ( 1 ) ]
* * *
نحن قتلناكم على تأويله * كما قتلنا كم على تنزيله ضربا يزيل الهام عن مقيله * و يذهل الخليل عن خليله [ ( 2 ) ]
ولى ابن هشام معتقد است كه شعر دوم را عمار بن ياسر گفته ، آن هم نه در عمرة القضاء بلكه در جاى ديگرى آن را گفته است [ ( 3 ) ] ، زيرا مشركين به تنزيل اقرار نداشتند تا دربارهء تأويل با آنان بجنگند ، و تا كسى به تنزيل اقرار نداشته باشد دربارهء تأويل با آنان نمىجنگند .

رسول خدا ( ص ) در مسجد الحرام :

رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ( پس از گذشتن از كوچه‌هاى مكه ) وارد مسجد الحرام شد مشركين در جلوى دار الندوة صف كشيده بودند تا كيفيت طواف محمّد و يارانش را مشاهده كنند ، پيغمبر اسلام جامه‌اى را كه بر دوش داشت يكسر آن را زير بازوى راستش گرفت و سر ديگرش را روى شانه چپ انداخت و هروله كنان مشغول طواف شد ، اصحاب نيز به پيروى از او مشغول هروله شدند ، و چون بركن يمانى رسيد استلام كرد و از آنجا تا حجر الاسود آهسته رفت ، و از حجر الاسود مجددا تا بركن يمانى هروله كنان رفت ، تا سه بار و بارهاى بعد را معمولى راه رفت .
هامش
[ ( 1 ) ] اى كافرزادگان راه خدا را ( براى رسول خدا ) باز كنيد ، راه دهيد كه هر چه خير است نزد پيامبر او است . پروردگارا من بگفتار او ايمان دارم ، و حق تو را در پذيرفتن گفتار او ميدانم . [ ( 2 ) ] ما هم چنان كه دربارهء تنزيل قرآن با شما جنگ كرديم دربارهء تأويل آن با شما مىجنگيم ، بوسيلهء ضربتى كه سرها را از جاى خود دور كند ( و گردنها زده شود ) و دوستان را از ياد يك ديگر بيرون برد . [ ( 3 ) ] محشى سيرة در پاورقى گويد : يعنى در جنگ صفين كه در آن عمار كشته شد .