( 1 ) متعلق بهمهء مسلمان بود ولى در آمد فدك مخصوص خود رسول خدا بود چون بدون جنگ تسليم آن حضرت شده بودند .
روى اين قرارداد سال اول رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عبد اللّه بن رواحة را فرستاد تا محصول آنجا را تخمين بزند و سهم مسلمين را از يهود دريافت دارد ، عبد اللّه بن رواحة نيز در هر قسمت تخمينى ميزد و چنانچه مورد موافقت يهود قرار مىگرفت كه مىپرداختند و اگر ايرادى داشتند عبد اللّه به آنها مىگفت به اين مقدار كه من تخمين زدهام نصف آن را بشما ميپردازم . و به اين ترتيب قانع مىشدند .
و چون عبد اللّه بن رواحة در جنگ موتة كشته شد ، براى سال دوم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله جبار بن صخر را فرستاد و او نيز به همين ترتيب محصول خيبر را تخمين زد و نصف آن را از يهود دريافت كرد .
و روى اين برنامه يهود به كار زراعت مشغول بودند و مسلمين هم با آنها رفت و آمد و داد و ستد داشتند ، تا اينكه جريانى اتفاق افتاد كه يهود خيبر بخيانت متهم شدند و فصل جديدى در مراودهء با ايشان باز شد .
جريان از اين قرار بود كه يهود خيبر عبد اللّه بن سهل - يكى از مسلمانان - را كشتند و جنازهاش را در نهر آبى در خيبر انداختند و سپس هنگام تحقيق از جريان قتل ، به كلى منكر قتل او شدند .
عبد اللّه بن سهل برادرى داشت بنام عبد الرحمن و دو پسر عمو نيز داشت بنام حويصه و محيصة ، اينها بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رفته و مطالبهء خون عبد اللّه بن سهل را كردند ، حضرت بدانها فرمود : آيا مىتوانيد بگوييد قاتل چه كسى بوده و بدنبال آن سوگند ياد كنيد تا او را بگيريم و بدست شما بسپاريم ؟ گفتند : ما نمىتوانيم بگوييم چه كسى او را كشته و روى آن سوگند ياد كنيم ! فرمود : پس آنها ( يعنى يهود ) قسم بخورند كه ما او را نكشتهايم و قاتل را هم نمىشناسيم ، و بدين وسيله تبرئه شوند ؟ گفتند : يا رسول اللّه ما قسم يهود را نمىپذيريم زيرا اينها مردمان كافرى هستند و كفرى كه در آن هستند است مهمتر از قسم دروغى
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: ابن هشام الحميري
ص٢٤١