( 1 ) كه الحاح و تضرع ابو جندل را نيز ديدند و آن نيز بناراحتى ايشان افزود ، و بهر صورت كار صلحنامه بپايان رسيد و اشخاص زير آن را امضاء كردند :
على بن ابى طالب - كه صلحنامه نيز به خط او نوشته و تنظيم شد - عبد الرحمن بن عوف ، عبد اللّه بن سهيل بن عمرو ، سعد بن أبى وقاص ، محمود بن مسلمة ، مكرز بن حفص كه جزء مشركين بود - عمر بن خطاب ، ابو بكر .
پس از اينكه صلحنامه به امضاء رسيد و طرفين از هم جدا شدند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه سرا پردهاش در خارج از حرم زده شده بود ولى نماز را در حرم ميخواند دستور داد شترانى را كه براى قربانى همراه آورده بود نحر كنند ، و سپس روى زمين نشست و سرش را ( بعنوان خروج از احرام ) تراشيد ، مسلمانان نيز به آن حضرت تأسى كرده شتران را نحر كرده و سرها را تراشيدند . ( فقط برخى بودند كه از روى ناراحتى كه داشتند بكوتاه كردن مو و تقصير اكتفا كردند و آن را نتراشيدند ) از اين رو رسول خدا صلى اللّه عليه و آله سه بار براى آنان كه سر تراشيدند استغفار كرد و يك بار براى تقصير كنندگان ، و چون از آن حضرت علت را پرسيدند فرمود : چون آن دسته كه ( مانند من ) سرهاى خود را تراشيدند هيچ گونه شك و ترديدى در دل راه ندادند .
و از ابن عباس نقل شده كه در ميان شتران قربانى ، شتر ابو جهل را نيز آورده بودند تا مشركين را بدين وسيله بغيظ و خشم در آورند .
و چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از مكه باز گشت در بين راه سورهء فتح بآنحضرت صلى اللّه عليه و آله نازل شد [ ( 1 ) ] تا آنجا كه خداى تعالى وعدهء دخول مكه و انجام مناسك را بآنحضرت و ساير مسلمين داده و ميفرمايد :
« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ . . . » .
زهرى گويد : در اسلام پيروزى و فتحى بزرگتر از آن نبود ، زيرا تا بآنروز مسلمانان هميشه در حال جنگ بودند و فرصت تفكر و تعقل در دستورات اسلامى را
هامش
[ ( 1 ) ] در اينجا ابن هشام از ابتداى سوره فتح تا به آخر چند آيه را تفسير كرده و شأن نزول برخى را نيز ذكر مىكند و لغاتى را نيز شرح و معنى مىكند سيرة ج 2 : 320 - 322