( 1 ) در آن روز بسوى غابة ميرفت و چون به ثنية الوداع رسيد از جريان مطلع شد و از اين رو خود را بجاى بلندى از كوه سلع ( كه در كنار مدينه قرار دارد ) رسانيد و با فريادهاى « وا صباحاه » [ ( 1 ) ] مردم مدينه را از جريان مطلع ساخت .
آنگاه بسرعت غارت كنندگان را تعقيب كرد ، و چون به آنها رسيد شروع به تير اندازى كرد و هر گاه عيينة و همراهانش بسوى او حملهور ميشدند فرار ميكرد و چون بمسير خود باز ميگشتند دوباره آنها را تعقيب ميكرد و با تيرهاى پى در پى مزاحمتى در رفتن آنها ايجاد مينمود . و چنانچه گويند سلمة پياده بوده است .
از آن سو صداى سلمة بن اكوع كه در مدينه طنين انداز شد و مسلمانان از جريان مطلع شدند اسبها را سوار شده بدر خانه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمدند ، و نخستين كسى كه ( از مهاجرين ) خود را بدر خانه آن حضرت رساند مقداد بود و پس از او از انصار عباد بن بشر و سعد بن زيد بن ظهير و محرز بن نضلة و ديگران بودند كه اسبهاى تند رو خود را سوار شده حاضر شدند . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله سعد بن زيد را بر آنان امير ساخته فرمود : شما بتعقيب دشمن برويد تا من نيز از دنبال بشما برسم .
اينان بدستور آن حضرت به راه افتادند و نخستين كسى كه خود را به آنها رساند محرز بن نضلة بود كه بنام « قمير » نيز ناميده شده بود ، و سبب حركت او اين بود كه هنگامى كه سر و صداى اسبان در مدينه بلند شد اسب محمود بن مسلمة كه در خانهاش بدرخت خرما بسته شده بود و اسب چاقى بود كه به او علوفه ميدادند و مدتها
هامش
[ ( 1 ) ] در ميان عرب رسم بود كه هر گاه غارتى از آنها ميشد فرياد : « وا صباحاه » ميزدند ، و بگفتهء ابن اثير جهت انتخاب اين لفظ براى اين بود كه اكثرا غارتها در دم صبح واقع ميشد ، و بهر صورت كسى كه با اين جمله بسر مردم فرياد ميزد خبر از وقوع غارت و يا امر مهمى ميداد ، و در حديث است كه رسول خدا ( ص ) پس از نزول آيهء « و انذر عشيرتك الاقربين » بكوه صفا بالا رفت و فرياد زد : « وا صباحاه » و براى تحقيق بيشتر بكتاب لسان العرب مادهء « صبح » مراجعه شود .