( 1 ) و تحريكات او بر ضد پيشواى اسلام و مسلمين افتادند و پيش خود گفتند كسى در وضع فعلى عداوتش از او نسبت برسول خدا صلى اللّه عليه و آله و اسلام بيشتر نيست ، و لذا در صدد بر آمدند تا بوسيلهء او را بقتل رسانند ، و به همين منظور بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده از او اجازه گرفتند و در صدد تهيه مقدمات كار بر آمدند .
( براى اين كار چند نفر از خود گذشته و فداكار كه در ضمن شجاع هم باشند لازم بود تا در كمال خفاء و پنهانى بخيبر - محل سكونت سلام بن ابى الحقيق - بروند و در جائى كمين كرده او را غافلگير نموده بقتل برسانند . و بايد دانست كه فاصله مدينه تا خيبر حدود سى فرسخ است ) [ ( 1 ) ] .
پنج نفر اشخاص زبده و ورزيده بنامهاى : عبد اللّه بن عتيك ، مسعود بن سنان عبد اللّه بن انيس ، حارث بن ربعى ، خزاعى بن اسود ، داوطلب شدند تا اين كار را انجام دهند . هنگامى كه خواستند بسوى خيبر حركت كنند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عبد اللّه بن عتيك را بر آنان امير ساخت ( و دستور داد تحت فرمان او كار كنند ) و به آنها سفارش فرمود كه مبادا بچه كوچك يا زنى را بكشيد .
بدين ترتيب اين پنج نفر بسوى خيبر به راه افتادند و شبانه خود را بهر وسيله بود بدر خانه سلام بن ابى الحقيق رساندند و در را زدند ، همسرش پشت در آمده در را باز كرد و پرسيد : كيستيد ؟ گفتند : چند تن عرب هستيم كه براى خريد خوار و بار باينجا آمدهايم ، گفت : داخل شويد ، و چون داخل خانه شدند باطاق سلام بن ابى الحقيق رفتند در را از پشت بستند كه همسرش داخل نشود سپس بسراغ او كه روى بستر خود افتاده بود رفتند و هر كدام ضربتى بر او زدند ، و آخرين كسى كه ضربت خود را فرود آورد عبد اللّه بن انيس بود كه شكمش را از هم دريد . و پس از اينكه فراغت حاصل كردند فرار كردند ، عبد اللّه بن عتيك كه بينائى چشمش مانند ديگران نبود هنگام فرار از يكى از پلههايى كه سر راهشان بود افتاد و دستش به سختى كوفته شد كه رفقايش او را برداشته و در جوى آبى پنهان شدند .
هامش
[ ( 1 ) ] ما بين دو پرانتز در سيرة ابن هشام نيست و براى توضيح اضافه شد .