( 1 ) گفتم : يا رسول اللّه اجازه ميدهيد من اين بشارت را به او بدهم ؟ فرمود : آرى .
و چون هنوز حجاب بر زنان فرض نشده بود ام سلمة پردهء اطاق خود را كه مشرف به مسجد بود كنار زد و گفت : اى ابو لبابة مژده باد كه خدا توبهات را قبول كرد .
مردم كه از اين جريان مطلع شدند بسوى ابو لبابة هجوم آوردند كه دستهايش را باز كنند ولى او مانع شده گفت : نه به خدا سوگند بايد خود رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بدست خود مرا باز كند ، لذا بهمانحال بود تا هنگامى كه آن حضرت براى نماز صبح به مسجد رفت او را از ستون باز كرد .
ابن هشام گويد : آيهء كه دربارهء توبهء ابو لبابة نازل شد اين آيه بود :
« و ديگران كسانى هستند كه بگناه خود اعتراف كردند و عمل خوب و بد را بهم مخلوط كردند اميد است كه خدا توبهء ايشان را بپذيرد كه البته خدا آمرزنده و مهربان است » [ ( 1 ) ] .
و ابن اسحاق گويد : در آن شبى كه فرداى آن بنى قريظة تسليم شدند چند نفر از يهوديان بنى هذيل كه نسبشان از بنى قريظة جدا بود ولى در قلعهء ايشان سكونت داشتند مسلمان شدند و اينان سه نفر بودند بنامهاى : ثعلبة بن سعيه ، و اسيد بن سعية و اسعد بن عبيد كه آنها با عمرو بن سعد - يكى از افراد بنى قريظة - كه پيمان شكنى نكرده بود و بعهد خود با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله وفادار مانده بود نجات يافتند [ ( 2 ) ]
حكميت سعد بن معاذ دربارهء بنى قريظة :
هنگامى كه بنى قريظة تسليم شدند قبيلهء اوس بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده گفتند : يا رسول اللّه اينها در مقابل خزرج هم پيمانان ما بودهاند ، و همانطور كه در
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء توبه آيه 109 .
[ ( 2 ) ] ابن هشام داستانى از كيفيت نجات يافتن عمرو بن سعد نقل كرده كه هر كه خواهد بسيرة ج 2 : 238 مراجعه كند . )