تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
( 1 ) هنگامى كه سعد بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد آن حضرت رو بمسلمانها كرده فرمود : برخيزيد و بنزد بزرگ خود برويد - و معلوم نشد كه مقصود آن حضرت همهء حاضرين از مسلمانان بودند يا انصار تنها - بالجمله آنها بنزد سعد آمده و پيش از آنكه وارد مجلس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شود به او گفتند : اى ابا عمرو همانا رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تعيين سرنوشت بنى قريظة را به تو محول كرده تا تو دربارهء ايشان حكم كنى ! سعد گفت : با خدا عهد ميكنيد كه هر چه من حكم كردم بپذيريد ؟ گفتند : آرى . آنگاه متوجه سمتى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در آنجا نشسته بود شده گفت : كسانى هم كه اين طرف هستند حكم مرا قبول دارند - و اينكه آن حضرت را بالخصوص مخاطب قرار نداد روى احترامى بود كه از آن حضرت كرد - ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : آرى ، سعد گفت : پس من حكم ميكنم كه مردانشان كشته شوند و اموالشان تقسيم شود ، و زنان و كودكانشان باسارت مسلمانان درآيند ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اى سعد آنچه حكم خدا در بالاى هفت آسمان بود دربارهء اينها به همان حكم كردى . ابن هشام گويد : خود يهود بنى قريظة نيز بحكميت سعد بن معاذ راضى شدند و جهتش اين بود كه در ايام محاصره روزى على بن ابى طالب در برابر سپاه مسلمين ايستاد و فرياد زد : اى سپاه ايمان ( حمله افكنيد ) سپس خود با زبير بن عوام پيش رفته و فرمود : به خدا يا امروز مانند حمزة شربت شهادت را مينوشم و يا وارد قلعه اينها ميشوم ! يهود ( كه اين تصميم را از دلاور معروف اسلام ديدند ) گفتند : ما به حكم سعد بن معاذ راضى هستيم . بالجمله رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دستور داد آنها را بمدينه بياورند و در خانه ( زنى بنام كيسة ) دختر حارث - كه از قبيله بنى النجار بود - زندانى كنند ، سپس ببازار مدينه آمد و دستور داد در آنجا گودالهائى كندند آنگاه مردانشان را كه ششصد يا هفتصد نفر بودند - و برخى تا نهصد نفر هم گفته‌اند - دسته دسته آوردند ، و در كنار آن گودالها گردن زدند .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 178 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى