تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
( 1 ) بر اينكه آن حضرت اجازه دهد جز اسلحه هر چه اثاث دارند و شترانشان قدرت حمل آن را دارند با خود بار كرده ببرند ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اين پيشنهاد را پذيرفت و آنها هر چه ميتوانستند بر شتران خود بار كرده از قلعه‌ها بيرون آمدند ، حتى برخى از آنها درهاى اطاق را با چهار چوب آن كنده و روى شترها بار كردند . هنگامى كه خواستند از ميان خانه‌هاى خود بيرون بيايند زنها را وادار كردند تا دف بزنند و آواز بخوانند و نوازندگان را مأمور كردند تابانى و مزمار نوازندگى كنند و خلاصه چنان وانمود كنند كه زبون و تو سرى خورده نيستند ، و بدين ترتيب با تبختر و تكبر عجيبى كه تا آن روز مانندش ديده نشده بود از وسط شهر مدينه عبور كردند و دستهء از آنها مانند : سلام بن ابى الحقيق و كنانة بن ربيع و حيى بن اخطب به خيبر رفتند و ما بقى بشام رهسپار شدند . فقط دو نفر از ايشان بنامهاى يامين بن عمرو ، و ابو سعد بن وهب بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده و مسلمان شدند و بدين وسيله جان و مال خود را حفظ كرده و در مدينه ماندند . و بعضى گفته‌اند كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به يامين كه مسلمان شده بود فرمود : ديدى اين پسر عموى تو ( عمرو بن جحاش ) چه تصميمى دربارهء من گرفته بود و چگونه براى كشتن من توطئه كرده بود ؟ يامين بعهدهء گرفت تا او را بخاطر اين جنايت نابود كند و بدنبال همين تعهد مردى را وادار كرد و پولى به او داد تا عمرو بن جحاش را بقتل رسانيد . ابن اسحاق در پايان داستان اخراج بنى النضير گويد : و دربارهء بنى النضير تمامى سورهء حشر برسول خدا صلى اللّه عليه و آله نازل شد ، آنگاه تفسيرى براى آيات اين سوره ذكر مىكند و سپس اشعارى نيز كه دربارهء بنى النضير گفته شده نقل مىكند [ ( 1 ) ] .
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 192 - 203 .