( 1 )
دستگيرى ابى عزة شاعر و معاويه بن مغيرة كه منجر بقتلشان شد :
پيش از اين در داستان جنگ بدر گفتيم [ ( 1 ) ] كه از جمله اسراى بدر كه بدون پول آزاد شد ابو عزه عمر بن عبد اللّه شاعر بود كه چون وضع مالى او خوب نبود و مردى فقير و عيالمند بود از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تقاضا كرد تا بر او منت نهد و او را بدون فديه آزاد سازد .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تقاضاى او را پذيرفت مشروط بر اينكه از آن پس اقدامى بر عليه او نكند ، و كسى را بر ضد آن حضرت تحريك نكند ، ولى هنگامى كه قريش خواستند بمدينه بيايند بر خلاف شرطى كه كرده بود با اشعارى كه سرود قبائل تهامه را بجنگ با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تحريك كرد [ ( 2 ) ] و پيمان خود را عملا نقض كرد و گذشته خود نيز بهمراه لشگر قريش بجنگ احد آمد .
در اين سفرى كه رسول خدا بتعقيب مشركين ميرفت دو نفر از آنها را در راه دستگير ساختند كه يكى همين ابو عزه شاعر بود و ديگرى معاوية بن مغيرة - جد مادرى عبد الملك مروان - بود ابو عزة اين بار نيز تقاضاى عفو كرد ولى پذيرفته نشد و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : به خدا ديگر روى مكه را نخواهى ديد تا بدانجا به روى و بگويى : من محمّد را دو بار گول زدم .
سپس بزبير فرمود : گردنش را بزن .
و در حديث ديگرى است كه فرمود : شخص مؤمن ( در يك چيز دو بار گول نمىخورد و ) از يك سوراخ دو بار نيش نميخورد سپس بعاصم بن ثابت دستور داد تا گردنش را بزند .
و اما معاوية بن مغيرة را عثمان در پناه خويش قرار داد و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز پناه او را پذيرفت مشروط بر اينكه اگر پس از سه روز او را در جائى ببينند بقتل
هامش
[ ( 1 ) ] صفحه 55 .
[ ( 2 ) ] به شرحى كه در صفحهء 86 از همين جلد گذشت .