تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
( 1 ) معبد اشعارى را كه در راه سروده بود و اهميت لشگر بىشمار محمّد و يارانش را در آن متذكر شده بود براى ابو سفيان خواند [ ( 1 ) ] و با اين تدبير ابو سفيان و همراهانش را از مراجعت بمدينه منصرف كرد .

كلام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در پاسخ پيغام ابو سفيان :

در همان احوال كه ابو سفيان تصميم بمراجعت بمدينه را گرفته بود كاروانى از قبيلهء عبد القيس را ديد كه بسوى مدينه ميروند ، از آنها پرسيد : بكجا ميرويد ؟ گفتند : به يثرب . پرسيد : براى چه ؟ گفتند : براى تهيهء آذوقه . ابو سفيان گفت : پيغامى است بمحمّد ميرسانيد تا در عوض من در بازار عكاظ يك بار كشمش بشما بدهم ؟ گفتند : آرى . گفت : بمحمد بگوييد ما تصميم گرفته‌ايم دوباره بجنگ تو و اصحابت بيائيم و كارتان را يكسره كنيم . كاروان مزبور در حمراء الاسد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را ديدار كرده پيغام ابو - سفيان را رساندند ، حضرت فرمود : « حسبنا اللّه و نعم الوكيل » ( خداوند ما را كفايت است و او نيكو ياورى است )

ممانعت صفوان بن امية از مراجعت ابو سفيان :

صفوان بن امية كه از بزرگان لشگر قريش بود و پدر و برادرش نيز در جنگ بدر كشته شده بودند هنگامى كه از تصميم ابو سفيان مطلع شد بنزد او آمده گفت : چنين كارى نكنيد زيرا اين مردم اكنون خشمناكند و ترس آن هست كه اگر مجددا با آنها روبرو شويم كوشش و جديت بيشتر و بهترى در جنگ داشته باشند و اين بار پيروز گردند ، از اين تصميم منصرف شويد ، و همين جملات ايشان را منصرف كرد . از آن سو هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در حمراء الاسد شنيد كه اينها قصد بازگشت دارند فرمود : قسم به آن كسى كه جان من در دست او است عذابى براى ايشان آماده شده كه اگر باز گردند بدان دچار شوند .
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار مزبور به جلد دوم سيرة ص 103 مراجعه شود .