( 1 ) جواب دادند : در اينجا دو قبيله از بنى غفار بنامهاى « بنو النار » « و بنو حراق » سكونت دارند .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از اين اسامى خوشش نيامد [ ( 1 ) ] و دستور داد راه خود را از راه « صفراء » كج كنند و « صفراء » را طرف دست چپ قرار داده و راه « ذفراء » را كه طرف دست راست بود در پيش گيرند و بدين ترتيب بيامد تا در « ذفراء » منزل كردند .
در اينجا اطلاع رسيد كه قريش براى حفاظت كاروان از مكه حركت كردهاند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اصحاب خود را جمع كرده خبر حركت قريش را به اطلاع آنها رسانيد و براى بازگشت بمدينه و يا جنگ با قريش با آنها مشورت كرد .
ابو بكر و عمر هر كدام برخاستند و بنوبهء خود چيزى گفتند ، سپس مقداد بن عمرو برخاست و چنين گفت :
اى رسول خدا هر چه خداوند برايت مقرر فرموده بدون تأمل اجرا كن كه ما با تو هستيم ، به خدا ما آنچه را بنى اسرائيل بموسى گفتند به تو نمىگوئيم كه گفتند :
« تو با پروردگارت برويد و جنگ كنيد ما اينجا نشسته و منتظريم » بلكه ما ميگوئيم تو و پروردگارت برويد و بجنگيد ما هم پشت سر شما -
هامش
[ ( 1 ) ] جهت اينكه اسامى مزبور خوش آيند رسول خدا ( ص ) نبود اين بود كه « سلح » و « خرء » هر دو به معناى سرگين و نجاست است و « مسلح » و « مخرئ » اسم فاعل از باب افعال آن دو است ، و در وجه تسميهء اين دو كوه به اين نامها گويند كه شخصى بنام غفار گوسفندهائى داشت كه در آن دو كوه ميچرانيد ، روزى چوپانش گوسفندها را زودتر از معمول برگرداند ، غفار از او پرسيد : چرا زود برگشتى ؟ گفت : اين كوه « مسلح » گوسفندها است و اين يك « مخرئ » آنها ، از آن روز اين دو كوه به اين نامها خوانده شد .
و « بنو النار » يعنى فرزندان آتش ، و « بنو حراق » نيز به معناى فرزندان آب شور است .