( 1 )
حكومت طائفهء خزاعة در شهر مكة
طائفه غبشان كه از قبيلهء خزاعة بودند پس از جرهم حكومت شهر مكه را بدست گرفته متولى خانهء كعبه شدند ، و رئيسشان مردى بود بنام عمرو بن حارث غبشانى ، مردم قريش نيز به صورت پراكنده در محلههاى مختلف مكه سكونت داشتند ، قبيلهء خزاعة هم چنان حكومت خود را بر آن شهر حفظ ميكرد و آخرين كسى كه از ايشان بحكومت رسيد : حليل بن حبشية . . . . بود .
ازدواج قصى بن كلاب با دختر حليل بن حبشية :
در همان خلالى كه حليل بن حبشية در مكه حكومت ميكرد قصى بن كلاب دخترش « حبى » را براى خويش خواستگارى كرد . حليل اين وصلت را پسنديد و « حبى » را بهمسرى او داد ، و قصى بن كلاب ( چنانچه پيش از اين نيز گفتيم ) از آن زن داراى چهار پسر شد بنامهاى : عبد الدار ، عبد مناف ، عبد العزى ، عبد .
و رفته رفته كار قصى بن كلاب در مكه بالا گرفت ، و اموالش بسيار ، و فرزندان او زياد شد ، و در چنين هنگامى حليل بن حبشية از دنيا رفت .
قصى كه خود را برياست مكه و تصدى كارهاى خانهء كعبه از قبيلهء خزاعة و بنى بكر شايستهتر ميديد ، و قريش را ( كه خود نيز از آنها بود ) برترين فرزندان اسماعيل ميدانست ، از اين رو انديشهء خود را براى رياست شهر مكه با گروهى از قريش و بنى كنانة در ميان گذارد ، و از ايشان خواست تا با او يارى كنند و خزاعة و بنى بكر را از مكه بيرون برانند ، آنان نيز سخن قصى را پذيرفته بكمك او برخاستند .
از آن سو قصى رزاح بن ربيعة را كه از طرف مادر با او برادر بود بوسيلهء نامهء كه به او نوشت بكمك خويش طلبيد ، و جريان ازدواج ربيعة ( پدر زراح ) با فاطمه ( مادر قصى ) اين بود كه چون كلاب ( پدر قصى ) از دنيا رفت ، ربيعة كه از قبيلهء عذرة بن سعد بود به مكه آمد ، و با فاطمه كه شوهرش ( كلاب ) مرده بود ازدواج كرد