تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
( 1 ) ابن هشام از ابو عبيده نقل كند كه : « بكّة » نام همان گودى درهء مكه است يعنى همانجا كه خانه كعبه و مسجد در آنجا است و وجه تسميه ببكّة براى آنست كه مردم در آنجا ازدحام ميكنند ، و سپس شعر زير را نيز كه عامان بن كعب گفته است براى شاهد مطلب ذكر كرده :
اذ الشريب اخذته أكة * فخلّه حتى يبكّ بكة
( يعنى هنگامى كه گرماى شديد شتران مردمى را كه با شتران شما آب ميخورند فرا گرفت از آنها جلوگيرى نكنيد و آزادشان بگذاريد تا بر سر آب جمع شوند ، و ازدحام كنند ) . و ( بالجملة ابن اسحاق دنبال گفتار پيشين خود گويد : پس از اينكه جرهم ديدند قبيله كنانة و خزاعة در آنجا مسلط شدند ) عمرو بن حارث بن مضاض جرهمى دو آهوى طلائى كعبه را برداشت و حجر الاسود را از ركن بر كند و همه را در چاه زمزم دفن كرد ، آنگاه با قبيلهء جرهم بيمن رفتند ، و از اينكه دستشان از شهر مكه و حكومت آنجا كوتاه شده به سختى كوفته خاطر شدند و عمرو بن حارث در اين باره اشعارى گفت ( كه شعر اول آن اين است ) :
و قائلة و الدمع سكب مبادر * و قد شرقت بالدمع منا المحاجر [ ( 1 ) ]
و نيز دربارهء بنى بكر و غبشان كه پس از ايشان در شهر مكه حكومت كردند اشعار زير را گفته است :
يا ايها الناس سيروا ان قصركم * ان تصبحوا ذات يوم لا تسرّونا حثّوا المطى و أرخوا من أزمّتها * قبل الممات و قضّوا ما تقضّونا كنا اناساً كما كنتم فغيّرنا * دهر فأنتم كما كنا تكونونا
و برخى گويند : اشعار فوق نخستين شعرى است كه در عرب گفته شده ، و گويندهء آن نيز معلوم نيست . و در قطعه سنگى كه در يمن يافتند كنده شده بود .
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از تمامى اشعار بصفحه 115 و 116 سيرة مراجعه شود .