تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
( 1 )
الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحامُ الْأُنْثَيَيْنِ نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحامُ الْأُنْثَيَيْنِ أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهذا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ »
[ ( 1 ) ] ابن هشام در اينجا پس از استشهاد بيكى دو شعر از شعراى عرب درباره بحيرة و وصيلة گويد : و جمع بحيرة بحائر و بحر آيد و وصيلة بوصائل و وصل ، و سائبه بسوائب و سيب ، و حام بحوم جمع بسته شود .

دنبالهء بحث از نسب خزاعة

ما در ضمن بحث از فرزندان قمعة بن الياس بمناسبت نام عمرو بن لحى را برديم ، و چون عمرو بن لحى چنانچه گفته شد بت‌پرستى را در جزيرة العرب معمول داشت بدان سبب شرحى از بتها و معابد بت‌پرستان مذكور داشتيم اينك بدنبالهء بحث پيشين برگرديم : ابن اسحاق گويد : قبيلهء خزاعه معتقدند كه از فرزندان عمرو بن عامر و اهل يمن هستند ، و ابن هشام از آنها نقل كند كه گويند : ما از فرزندان عمرو بن ربيعة بن حارثة بن عمرو بن عامر و يا حارثة بن عمرو بن عامر هستيم ، و جهت اينكه به آنان خزاعه گويند بدان واسطه بود كه اينان هنگامى كه بهمراه ساير فرزندان عمرو بن عامر از يمن بسوى شام كوچ ميكردند چون بمر الظهران ( يك منزلى مكه )
هامش
[ ( 1 ) ] هفت جفت ، از ميش دو ، و از بزغاله دو ، بگو آيا دو نر را حرام كرده است يا دو ماده را يا آنچه فرا گرفته است رحمهاى دو ماده ؟ آگهى دهيد مرا بدانائى اگر راست گوئيد و از شتر دو و از گاو دو ، بگو آيا دو نر را حرام كرد يا دو ماده را يا آنچه را فرا گرفت رحمهاى دو ماده يا بوديد شما گواهان هنگامى كه اندرز داد شما را خدا بدين پس كيست ستمگرتر از آنكه ببندد بر خدا دروغى را تا گمراه كند مردم را بنادانى همانا خدا هدايت نكند گروه ستمكاران را . ( سورهء انعام آيه 144 ) .