تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
( 1 ) چنانچه برخى از مورخين نقل كنند : زمانى عمرو بن لحى براى انجام كارى از مكه بشام رفت و چون بسر زمين بلقاء و شهر « مآب » رسيد ، مردم آنجا را كه از عمالقه و اولاد عملاق - يا عمليق - بن لاوذ بن سام بن نوح بودند بديد كه بتهائى را مىپرستند ، پرسيد : اينها چيست كه شما آنها را مىپرستيد ؟ گفتند : اينها بتهائى است كه ما هر گاه باران بخواهيم از آنها در خواست ميكنيم و اينها براى ما باران مىفرستند ، و هر گاه كمك بخواهيم آنها را بمدد مىطلبيم و ياريمان ميكنند ! عمرو بن لحى گفت : اگر ممكن است يكى از آنها را به من بدهيد تا بسر زمين عرب ببرم و آنان نيز مانند شما آن را پرستش كنند . عمالقه بت هبل را به او دادند ، و عمرو آن را به مكه آورده مردم را بپرستش و تعظيم آن وادار كرد .

فرزندان اسماعيل اولين كسى بودند كه سنگها را مورد پرستش قرار دادند :

ابن اسحاق نقل كند كه : پرستش سنگها و احجار از ميان فرزندان اسماعيل شروع شد ، بدين ترتيب كه هر گاه بواسطهء سختى معيشت و زندگى و تهيه آب و نان از ساير بلاد و نقاط يكى از ايشان از مكه بيرون ميرفت بهمراه خود سنگى از سنگهاى حرم برمىداشت تا بدين وسيله حرمت حرم را نگاه داشته باشد ، و رسمشان اين بود كه چون در منزلى فرود مىآمدند به همان طور كه دور خانه كعبه طواف ميكردند بدور آن سنگ ميچرخيدند ، و اين عمل موجب شد كه تدريجا پرستش سنگهاى حرم براى آنان عادتى شود و نسلهاى بعدى كه آمدند بدون اطلاع از رفتار پدران و منظور اصلى از طواف بدور سنگهاى حرم بتهاى سنگى بتراشند و آنها را پرستش كنند ، و در دين حضرت ابراهيم و اسماعيل چيزهائى كه سابقه نداشت بيفزايند ، و مانند امتهاى پيشين بگمراهى دچار شوند ، و قسمتى از آنچه حضرت ابراهيم مقرر فرموده بود مانند احترام خانه كعبه ، و طواف و حج و عمرة ، و وقوف در عرفات و مزدلفة ، و قربانى ، و انجام اعمال حج و عمرة را
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 52 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى