تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
( 1 ) در يكى از شبها شاپور ديد دختر ساطرون به پهلوى چپ و راست ميغلطد و ديدگانش بخواب نميرود ، براى تفحص از ماجرا دستور داد چراغى حاضر كنند و چون چراغ را آوردند شاپور ميان بستر آن زن را جستجو كرده برگ گلى در ميان بستر او ديد . به دو گفت : آيا اين برگ گل خواب را از چشم تو ربوده است ؟ پاسخ داد : آرى اين برگ گل تنم را ميآزارد و نمىگذارد خواب بچشمم بيايد . شاپور پرسيد : مگر پدرت ساطرون چگونه تو را تربيت كرده ؟ جواب داد : فرش مرا از ديبا ترتيب داده بود ، و لباس حرير بتن من مىپوشانيد ، و از مغز سر گوسفند به من غذا ميداد ، و نوشيدنى من شراب بود ! شاپور گفت : در صورتى كه با آن پدر كه اين گونه تو را بزرگ كرده بدينسان رفتار كردى با من چگونه رفتار خواهى كرد ؟ سپس دستور داد گيسوان او را بدم اسبى بسته و آن اسب را در بيابان رها كردند تا اينكه آن زن را بقتل رسانيد . و در اين باره نيز اعشى و عدى بن زيد اشعارى گفته‌اند كه ابن هشام در سيرة نقل مىكند .

فرزندان نزار بن معد

پيش از اين گفتيم كه : معد بن عدنان داراى چهار پسر بود بنامهاى زير : قضاعة ، قنص ، أياد ، نزار . راجع بقضاعة و قنص و أياد و فرزندان ايشان شمه‌اى از احوالشان را بيان داشتيم و اما نزار بن معد بگفتهء ابن اسحاق داراى سه پسر بود بنامهاى : مضر ربيعة ، انمار . ولى ابن هشام معتقد است كه فرزند ديگرى نيز بنام أياد داشته است كه حارث بن دوس إيادى و يا ابى داود إيادى كه نامش جارية بن حجاج است در بارهء فرزندان أياد گويد :
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 49 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى