( 1 )
رمى اللّه في جثمانه مثل ما رمى * عن القبلة البيضاء ذات المحارم
جنودا تسوق الفيل حتى اعادهم * هباءا و كانوا مطرخمى الطراخم
تا به آخر .
و ابن رقيات در اين باره گويد :
كاده الاشرم الذي جاء بالفيل * فولى و جيشه مهزوم تا به آخر .
سلطنت يكسوم و مسروق در يمن و خروج سيف بن ذى يزن و آمدن « وهرز »
پس از اينكه ابرهة به هلاكت رسيد فرزندش يكسوم بسلطنت رسيد ، و پس از او نيز برادرش مسروق بن ابرهة پادشاه يمن شد .
مردم يمن در تمام اين احوال تحت تسلط لشگريان حبشه به سختى روزگار مىگذراندند و چون دوران سلطنت اينان هم چنان بدرازا كشيد سيف بن ذى يزن كه از قبيلهء حمير و كنيهاش ابو مرة بود از يمن بروم آمده و بدربار قيصر پادشاه روم رفت و از وضع رقت بار مردم يمن و مظالم حكمرانان حبشى بقيصر شكايت كرده در خواست نمود لشگرى بيمن فرستاده حبشيان را از آنجا بيرون براند و سپس سلطنت آنجا را بهر كس كه خواست واگذار كند ، قيصر بگفتهء او وقعى ننهاد و سيف بن ذى يزن كوفته خاطر از نزد او بيرون آمد .
استمداد سيف بن ذى يزن از نعمان بن منذر و وساطت نعمان براى او در پيش انوشيروان پادشاه ايران :
سيف بن ذى يزن از نزد قيصر بيرون آمده و يكسره بسرزمين حيره و بنزد نعمان بن منذر كه از طرف انوشيروان پادشاه ايران در آنجا سلطنت ميكرد برفت ، و از مظالم حبشيان به دو شكايت برد ، نعمان گفت : من هر ساله يك بار بنزد پادشاه ايران ميروم ، و تو در نزد من بمان تا هنگام رفتن من بدرگاه او تو را با خود ببرم و از او براى تو استمداد جويم ، سيف اين پيشنهاد را پذيرفت ،