( 1 )
غزوهء عشيرة
و در جمادى الاولى آن حضرت أبا سلمة بن عبد الاسد را در مدينه منصوب فرمود و خود با گروهى از مهاجرين براى جنگ با كاروان ديگرى از قريش از مدينه بيرون آمد و راه « نقب بنى دينار » را در پيش گرفته از آنجا به « فيفاء خبار » رسيد ، در آنجا در زير درختى كه به آن « ذات الساق » ميگفتند فرود آمد و نماز را در آنجا خواند و هم اكنون در آنجا بنام آن حضرت مسجدى بنا كردهاند ، و غذائى نيز براى لشگر در آن مكان طبخ كردند كه هم اكنون [ ( 1 ) ] سنگهائى كه ديگها را روى آن نهاده بودند در آنجا موجود است ، و از چاهى كه بدان « مشترب » گويند آب كشيده لشگريان خوردند سپس حركت كرده وادى موسوم به « خلائق » را در طرف چپ خود قرار داد و از راه « شعبة » بيامد تا در محل تلاقى « يليل » و « ضبوعه » فرود آمد و از چاه « ضبوعه » آب كشيده خوردند ، آنگاه از محلى بنام « فرش ملل » آمده در « عشيرة » [ ( 2 ) ] فرود آمد و چون تا آنجا بدشمن برخورد نكرد در همانجا توقف فرمود و باقى جمادى الاولى را با چند روز از جمادى الاخرة در آنجا بماند و در اين مدت با قبيله بنى مدلج و بنى ضمرة كه متحدين آنان بودند پيمان دوستى و صلح بسته بمدينه بازگشت .
مكنى شدن على بن ابى طالب عليه السلام بأبى تراب و ذكر فضيلتى از آن حضرت :
عمار بن ياسر گويد : من و على بن ابى طالب در جنگ « عشيرة » هم سفر و رفيق راه بوديم تا هنگامى كه در نقطهء مزبور فرود آمديم .
افرادى از بنى مدلج - كه در آنجا سكونت داشتند - روزها در چشمه و نخلستانى كه داشتند كار ميكردند ، روزى على بن ابى طالب به من گفت : بيا تا بنزد ايشان برويم از نزديك طرز كارشان را تماشا كنيم ، من قبول كرده باتفاق بنزديك آنان رفتيم
هامش
[ ( 1 ) ] يعنى زمان تأليف كتاب .
[ ( 2 ) ] عشيرة - بضم عين و فتح شين - تصغير عشر - نام جائى است ما بين مكه و مدينه .