( 1 ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پس از ورود بمدينه عبيدة بن حارث بن عبد المطلب بن را با شصت يا هشتاد تن از اصحاب خود كه همگى از مهاجرين بودند بجنگ كاروانى از قريش كه در آن گروهى از بزرگان قريش بودند فرستاد و اينان بدين منظور از مدينه خارج شده تا محلى كه آبى در آنجا بود با كاروان مزبور كه عكرمة بن ابو جهل يا مكرز بن حفص سر كردهء ايشان بود برخورد كردند ولى بدون آنكه جنگى ميان آنان روى دهد از هم جدا شدند ، فقط سعد بن ابى وقاص تيرى بسوى دشمن رها كرد و گويند : اين نخستين تيرى بود كه در اسلام بسوى مشركين رها شد .
اتفاق ديگرى كه در اين سفر جنگى افتاد و بسود مسلمين بود ملحق شدن دو تن از كاروانيان به مسلمانان بود .
اين دو تن كه يكى مقداد بن عمرو بهرانى و ديگرى عتبة بن غزوان مازنى بودند كه پيش از اين جريان مسلمان شده بودند ولى چون نمىتوانستند مانند ساير مسلمانان بمدينه هجرت كنند با كاروان مزبور حركت كردند تا شايد راهى بدست آورند و در بيابان كه ميروند بسوى مدينه فرار كنند و برخورد مزبور موقعيت خوبى براى انجام منظور آن دو بود كه به آسانى توانستند خود را به مسلمانان برسانند .
و درباره اين سفر ابو بكر يا ديگرى از مسلمانان اشعارى سرود كه عبد اللّه بن زبعرى بدان پاسخ گفت ( و ابن هشام اشعار مزبور را در سيرة ج 1 : 592 - 594 ذكر كرده است هر كه خواهد بدانجا مراجعه كند ) .
و سعد بن ابى وقاص نيز دربارهء تيرى كه بسوى مشركين رها كرد اشعارى سرود ( كه دنبال اشعار فوق ذكر شده ) .
و نخستين پرچمى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى فرستادن مسلمانان بجنگ بست در همين سريه بود .
هامش
[ ( ) ] صلى اللّه عليه و آله خود با مسلمانان در آن جنگ شركت ميكرد ، و مقصود از « سريه » و « بعث » جنگهائى است كه آن حضرت جمعى را بسركردگى يكى از اصحاب بجنگ ميفرستاد ولى خود در آن جنگ شركت نداشت .