تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
( 1 )

سرية حمزة بن عبد المطلب

در همان ايام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عموى خود حمزة بن عبد المطلب را با سى نفر كه آنها نيز تمامى از مهاجرين بودند و يكتن از انصار مدينه در آنها نبود بسوى سيف البحر كه از نواحى « عيص » و كرانه‌هاى بحر احمر بود روانه كرد تا با كاروان ديگرى از قريش كه مركب از سيصد نفر بودند و برياست ابو جهل بسوى شام ميرفتند بجنگند ، اينان تا مكان مزبور آمدند و در آنجا با كاروان مزبور برخورد كردند ولى با ميانجيگرى « مجدى بن عمرو جهنى » كه با هر دو طرف در صلح بود كار بمصالحه كشيد و بدون اينكه زد و خوردى انجام شود از يك ديگر جدا شدند و حمزة بن عبد المطلب دربارهء اين سفر قصيدهء سرود كه ابو جهل بدان پاسخ داده است [ ( 1 ) ] و چنانچه برخى از مورخين گفته‌اند حمزة بن عبد المطلب در اين قصيده گويد : نخستين پرچم را رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در اين سرية براى ما بست ولى چون انتساب قصيده مزبور بحمزة بن عبد المطلب نزد ما ثابت نشده نمىتوانيم در اين مورد قضاوت صحيحى بكنيم و اللّه اعلم .

غزوهء بواط

و در ماه ربيع الاول آن سال ( يعنى يك سال پس از هجرت ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به قصد جنگ با قريش از مدينه خارج شد و سائب بن عثمان بن مظعون را براى رسيدگى به كارهاى مسلمانان در مدينه بجاى خويش منصوب فرمود و تا جائى موسم به « بواط » كه از نواحى كوه رضوى بود [ ( 2 ) ] - پيش رفتند . ولى چون با قريش برخورد نكردند از همانجا بمدينه مراجعت كردند .
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار مزبور بصفحات 596 - 598 ج 1 سيرة مراجعه شود [ ( 2 ) ] « رضوى » نام كوهى است در هفت منزلى مدينه و همان كوهى است كه كيسانيه معتقد بودند كه محمد بن حنيفة در آن غايب شده و هم چنان در آنجا زنده است تا روزى كه خدا بخواهد از آن كوه ظاهر گردد .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 394 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى