تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
( 1 ) بزرگوار اسلام خوددارى كرد ، و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درباره‌اش ميفرمود : به او ابو عامر « راهب » نگوئيد و « أبو عامر فاسق » بگوييد . و پيش از رفتن بمكة بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده بدان حضرت گفت : اين چه دين و آئينى است كه تو آورده‌اى ؟ فرمود : دين حنيف ابراهيم عليه السلام است ، ابو عامر گفت : دين ابراهيم آن است كه من پيرو آن هستم . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : تو بر آن دين نيستى . گفت : چرا . سپس سخنش را ادامه داده گفت : اى محمّد تو چيزهائى به اين آئين بسته‌اى كه جزء آن نبوده ! . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : من چنين كارى نكرده‌ام بلكه آلودگيهاى آن را پاك كرده و حقيقت خالص آن را براى مردم آورده‌ام . ابو عامر گفت : دروغگو را خداوند غريب مرگ كند ، و از شهر و ديار خويش آواره سازد ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمين گفته فرمود : هر كه دروغ مىگويد خداوند به همين سرنوشت كه گفتى دچارش سازد . پس از اين گفتگو بمكة رفت و در آنجا رحل اقامت افكند ، و چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مكه را فتح كرد و ابو عامر ديد نمىتواند در مكه بماند بطائف رفت و چون اهل طائف نيز مسلمان شدند بشام رفت و همانطور كه نفرين كرده بود در آنجا به حال غربت و تنهائى از اين جهان رخت بر بست . و چون از دنيا رفت دو تن از همراهانش بنامهاى علقمة بن علاثة و كنانة بن عبد ياليل در ميراث او نزاع كردند و براى حلّ نزاع بنزد قيصر امپراطور روم رفتند و او در ضمن سخنى كه گفت ما ترك ابو عامر را بكنانة بن عبد ياليل داد و علقمه را محروم ساخت .