( 1 ) ببيند ولى او هم چنان به اين طرف و آن طرف نگريست تا اينكه چشمش بابو عبيدهء جراح افتاد پس او را طلبيده فرمود : بهمراه اينان برو و در ميانشان بر طبق حق حكومت كن ، و با اين ترتيب اين منصب نصيب ابو عبيده شد .
هامش
[ ( ) ] پشت سر آنها براى مباهله مىآيند و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بدانها مىفرمود : هر گاه من دعا كردم شما آمين بگوييد .
اسقف ( كشيش بزرگ ) نجران كه آن منظره را ديد بنصاراى نجران رو كرده گفت :
اى گروه نصارى به خدا من صورتهائى را مىبينم كه اگر از خدا بخواهند تا كوهى را از جاى خود بركند بر مىكند مبادا با او مباهله كنيد كه همگى نابود خواهيد شد و تا روز قيامت يكتن نصرانى بر روى زمين باقى نخواهد ماند ! نصاراى مزبور كه سخن اسقف را شنيدند بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده گفتند : ما حاضر بمباهله نيستيم و پس از مذاكراتى حاضر شدند ساليانه دو هزار جامه بعنوان جزيه و خراج بدان حضرت بپردازند و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آن را پذيرفت و بدين ترتيب با آنها صلح فرمود .
واحدى يكى از علماى اهل سنت در كتاب اسباب النزول ص 59 چاپ مصر از شعبى حديث كرده كه مقصود از « أبناءنا » در اين آيه حسن و حسين است و « نساءنا » فاطمه و « انفسنا » على بن ابى طالب ( ع ) مىباشد .
و ساير دانشمندان اهل سنت نيز مانند آنچه گفته شد در تفسير اين آيه نقل كردهاند و براى اطلاع بيشتر خوانندگان محترم بكتاب شريف احقاق الحق ج 3 ص 46 تا ص 76 و يا بكتاب غاية المرام ص 300 - 303 مراجعه كنند .
بلى در اينجا تذكر اين مطلب لازم است كه جريان مباهله به ترتيبى كه مذكور شد در سالهاى نهم يا دهم هجرى صورت گرفته چنانچه مورخين شيعه ذكر كردهاند نه در سال اول هجرت ، و ممكن است دو بار صورت گرفته باشد و اللّه اعلم .