تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
( 1 ) نصاراى نجران بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله باز گشته گفتند : اى ابا القاسم ما حاضر بمباهله نيستيم و تصميم گرفته‌ايم كه هم چنان بر دين خود باقى باشيم و تو هم بر دين خود باش ولى حاضريم كسى را از ميان اصحاب خود انتخاب كرده او را بهمراه ما بفرستى تا او دربارهء ما داورى كند و هر چه او گفت ما بدان گردن مىنهيم [ ( 1 ) ] . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : هنگام عصر كه شد بيائيد تا من مرد محكم و امينى را براى شما انتخاب كرده همراهتان بفرستم . عمر بن خطاب گويد : من هيچگاه امارت را مانند آن روز دوست نداشتم و آرزو داشتم كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مرا براى اين كار انتخاب كند و از اين رو در شدت گرماى ظهر از خانه بيرون رفته در مسجد حاضر شدم ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه نماز ظهر را خواند نگاهى به چپ و راست خود افكند و در هر بار من گردن كشيدم تا مرا
هامش
[ ( 1 ) ] بايد دانست كه جريان مباهله مطابق گفتار مفسرين شيعه و سنى بدينجا ختم نمىشود و ابن هشام در اينجا دانسته و يا ندانسته از نقل يكى از فضائل بزرگ اهل بيت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و مخصوصا امير المؤمنين عليه السلام كه مورد قبول اهل سنت نيز هست خوددارى كرده و براى پرده‌پوشى از اين حقيقت داستان را به اين نحو از اجمال بپايان مىرساند و ما روى وظيفهء كه داريم در اينجا تفصيل داستان را نقل ميكنيم و آن را از روى تفاسير و گفتهء مورخين سنى مذهب انتخاب ميكنيم تا جاى هيچگونه ترديد و شبههء براى خوانندگان محترم باقى نماند : ابن بطريق در كتاب عمدة ص 95 ط تبريز ، و بحرانى در غاية المرام ص 300 از ثعلبى كه يكى از مفسرين و بزرگان اهل سنت است از مقاتل و كلبى حديث كرده كه چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اين آيه را بر نصاراى نجران قرائت فرمود و آنها را بمباهله دعوت كرد در پاسخ آن حضرت گفتند : بما مهلت ده تا برويم و در كار خويش انديشه و فكر كنيم . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بدانها مهلت داده و آنان بنزد عاقب آمده جريان را گفتند و عاقب آنان را ( به شرحى كه ابن هشام در متن نقل كرده ) از مباهله منع كرد ، روز ديگر كه اينان بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمدند مشاهده كردند كه آن حضرت از خانه بيرون آمده و حسن را در بر گرفته و دست حسين را نيز در دست دارد و فاطمه نيز پشت سر او و على بن ابى طالب