( 1 ) پيغمبر است و نامش در كتابهاى ما موجود است ، فرزند او اين سخن را در دل پنهان داشت و روزى كه پدرش مرد تمام فكر او متوجه كتابهاى مهر كرده بود كه هر چه زودتر آنها را بشكند و اوصاف پيغمبر اسلام را در آنها ببيند .
و پس از فراغت از دفن پدر يكسره به خانه آمد و مهرها را شكسته و نام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و اوصاف آن حضرت را بديد و مسلمان شد و پس از آن نيز حج بجاى آورد .
نصاراى نجران در مسجد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله :
هنگام عصر بود كه نصارى بمدينه وارد شدند و يكسره به مسجد رفتند و در آن هنگام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با مسلمانان نماز عصر بجاى ميآوردند .
اينان با لباسهاى مخصوص خود و جبههائى كه پوشيده بودند به مسجد درآمدند و وضع آنان براى گروهى از مسلمانان كه تا بآنروز لباسهاى آنها را نديده بودند بسيار جالب بود و تازگى خاصى داشت .
پس از اينكه لختى نشستند هنگام نمازشان فرا رسيد پس برخاسته آماده نماز شدند ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : آنان را به حال خود واگذاريد تا هرطور كه خواهند نمازشان را انجام دهند ، مسلمانان ديدند كه اينان بسوى مشرق ايستاده و نماز خواندند .
و پس از اينكه نمازشان بپايان رسيد در محضر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله جلوس كردند و عقايد مختلفى كه دربارهء حضرت عيسى عليه السلام داشتند اظهار كردند ، گروهى معتقد بودند كه عيسى خدا است ، و گروهى ديگر او را پسر خدا ميدانستند و دستهء سوم قائل به تثليث بودند ( يعنى سه اصل براى خدا قائل بودند كه عبارت از أب ابن - روح القدس بود ) .
در مورد خدائى عيسى مىگفتند : برهان خدائى او همان بود كه مرده زنده مىكرد و امراض صعب العلاج را شفا ميداد ، و از غيب آگاه بود ، و از گل مجسمه به شكل پرنده مىساخت سپس بدان ميدميد و آن مجسمه بپرواز در ميآمد . . . و اين گونه