( 1 ) نبوت و پيامبرى در ميان عرب نخواهد بود ! سپس بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده و سرگذشت ذو القرنين را از او پرسيدند ، و آن حضرت نيز هم چنان كه خداوند در قرآن بيان فرموده سرگذشت او را براى آنان بيان فرمود ، و پيش از آن نيز آنان نضر بن حارث و عقبة بن ابى معيط را وادار كرده بودند كه داستان مزبور را از آن حضرت سؤال كنند چنانچه پيش از اين گذشت .
سؤال يهود از خلقت خداى تعالى و خشم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله :
از سعيد بن جبير روايت شده كه گفت : جمعى از يهود بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده گفتند : اى محمّد اين مخلوقات را خدا آفريد پس خداى را كه آفريد ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از اين سؤال چنان خشمگين شد كه رنگش تغيير كرده با تندى به آنها پرخاش كرد ، جبرئيل در آن حال نازل شده عرض كرد : اى محمّد خويشتندار باش سپس پاسخ سؤال آنان را در ضمن آيات سورهء توحيد بدين شرح بر او خواند :
« بگو خدا يكى است ، آن خدائى كه از همه بىنياز و همه به او نيازمندند نه فرزند دارد و نه فرزند كسى است ، و نه هيچكس مثل و همتاى او است » [ ( 1 ) ] .
چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اين آيات را بر ايشان تلاوت فرمود گفتند : پس كيفيت خلقت خداى را براى ما توصيف كن كه دست خدا چگونه است و بازوى او چگونه است . . . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مجددا خشمناك شد و اين باره خشمش بيش از بار اول بود در اين حال براى دومين بار جبرئيل نازل شد و همان دستور خويشتندارى را به او داده و پاسخ اين سؤال را نيز بياورد كه خداى تعالى فرمايد :
« و خدا را چنان كه شايد بعظمت نشناختند و او است كه روز قيامت زمين در قبضهء قدرت او است و آسمانها پيچيده بدست سلطنت او است ، و او منزه و متعالى
هامش
[ ( 1 ) ] چنانچه مفسرين گفتهاند سورهء مباركه توحيد مكى است و در مكه نازل شده و براى اينكه اين داستان مخالفت و منافاتى با گفتار آنان نداشته باشد بايد حمل شود كه اين پرسش و پاسخ پيش از هجرت و در مكه اتفاق افتاده است .