تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
( 1 ) ايشان آمد و فرمود : علماء و دانشمندان خود را در نزد من حاضر كنيد ، اينان رفتند و عبد اللّه بن صوريا و ابو ياسر بن اخطب و وهب بن يهوذا را حاضر كرده گفتند اينان علماء و دانشمندان ما هستند ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از دانشمندترين آنها پرسيد همگى گفتند : عبد اللّه بن صوريا دانشمندترين مردم روى زمين نسبت بكتاب تورات است . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با عبد اللّه بن صوريا - كه در ضمن جوانترين ايشان بود - خلوت كرده به او فرمود : اى فرزند صوريا تو را به خدا و بروزهاى خدا در نزد بنى اسرائيل سوگند دهم آيا حكم خدا در كتاب تورات در مورد زناى محصنة رجم ( و سنگسار ) نيست ؟ گفت : چرا به خدا اى ابا القاسم چنين است و اينان دانسته‌اند كه تو پيامبرى مرسل هستى ولى حسد ايشان مانع است از اينكه به اين مطلب اعتراف كنند . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از آنجا بيرون آمد و دستور داد آن زن و مرد را بر در مسجد در محلهء بنى غنم بن مالك بن نجار سنگسار كنند ، و ابن صوريا نيز پس از اين جريان كفر ورزيد و نبوت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را منكر شد ، پس اين آيه نازل شد : « اى پيغمبر غمگين مباش از اينكه گروهى كه به زبان اظهار ايمان كنند و بدل ايمان نياورند به راه كفر مىشتابند . . . » [ ( 1 ) ] تا به آخر آيه . آن مرد زناكار چون ديد ميخواهند آن دو را سنگسار كنند برخاسته جلوى آن زن ايستاد و خود را سپر او قرار داد و هم چنان بدانها سنگ زدند تا هر دو كشته شدند . و از عبد اللّه بن عمر نقل شده كه گفت : هنگامى كه حكميت را بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بردند آن حضرت از ايشان خواست كه تورات را حاضر كنند ، پس مردى از دانشمندان ايشان تورات را آورده و شروع به خواندن كرد و چون بآيهء رجم رسيد دست خود را روى آن نهاد و آن را قرائت نكرد ، عبد اللّه بن سلام پيش آمده
هامش
[ ( 1 ) ] آيه 41 از سورهء مائده به بعد .