( 1 ) و آيه 19 نيز دربارهء رافع بن حرملة و وهب بن يهوذا نازل گشت كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آنان را بدين اسلام دعوت كرد ولى آنان سرباز زدند ، پس معاذ بن جبل و سعد بن عبادة و ديگران به آنها گفتند : اى گروه يهود از خدا بترسيد ( و سخن حق او را بپذيريد ) زيرا به خدا سوگند شما به خوبى ميدانيد كه او پيامبر خدا است ، و همين شما بوديد كه پيش از آمدنش مژدهء بعثت او را بما ميداديد و اوصافش را براى ما بيان ميكرديد ! ؟
آن دو منكر شده گفتند : ما هرگز چنين سخنى نگفتهايم و خداوند پس از موسى نه كتابى نازل كرد و نه پيغمبرى فرستاد ، پس خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود و سپس داستان موسى را براى آنان پيش كشيده و مخالفتهائى كه با آن حضرت كرده و بالاخره منجر بسرگردانى چهل ساله ايشان در وادى تيه شد ياد آورى مىكند .
رجوع يهود در حكم رجم برسول خدا صلى اللّه عليه و آله :
از ابى هريرة حديث شده كه پس از ورود رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بمدينه زن و مردى از يهوديان مرتكب زناى محصنة شدند ( يعنى مرد زن دارى با زن شوهردارى زنا كرد ) يهوديان در كتابخانهء مخصوص خود اجتماع كرده گفتند : اين زن و مرد را بنزد محمّد بفرستيد و حكم آن دو را از محمّد سؤال كنيد بهبينيد چه حكم مىكند .
پس اگر مانند شما حكم كرد كه دستهاى آن دو را با طناب قيراندود ببندند و صورتهاشان را سياه كنند و وارونه بر الاغ سوارشان كنند ، بدانيد كه او پادشاهى است كه داعيهء سلطنت دارد و از او پيروى كنيد ، ولى اگر ديديد حكم كرد آن دو را سنگسار كنند بدانيد كه او پيغمبر است و از او حذر كنيد كه شوكت شما را خواهد ربود .
يهوديان بدستور عمل كردند و آن دو را بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آورده گفتند اى محمّد اين مرد با اين زن شوهردار زنا كرده و ما حكم آن را به تو واگذار كردهايم چگونه بايد حد دربارهء ايشان جارى كنيم ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله برخاسته بكتابخانهء