( 1 ) دست او را از روى صفحه تورات برداشت و گفت : اى رسول خدا اين آيهء رجم است كه اين مرد از خواندن آن امتناع ميورزد .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : واى بر شما اى گروه يهود چرا حكم خداى را ترك مىكنيد و عمل بآنرا واگذاردهايد ؟ گفتند : به خدا سوگند هم چنان به اين حكم عمل ميشد تا اينكه مردى از خانوادهء اشراف و درباريان شاه با زنى زنا كرد ، و چون خواستند او را سنگسار كنند شاه از اين كار جلوگيرى كرد و پس از چندى مرد ديگرى مرتكب اين عمل شد و چون پادشاه خواست او را سنگسار كند فرياد آن مرد بلند شده گفت : به خدا نبايد مرا سنگسار كنيد تا پيش از من فلانى را ( كه از نزديكان شاه است ) سنگسار كنيد ، چون سخن او را بشاه گفتند بزرگان يهود را حاضر ساخت و پس از مشورتى كه با ايشان كرد قرار گذاردند از سنگسار كردن زناكار صرف نظر شود و ( چنانچه امروزه معمول است ) صورتش را سياه كرده و دست او را بسته وارونه بر الاغ سوارش كنند .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : من نخستين كسى هستم كه حكم خداى را زنده خواهم كرد و بكتاب او عمل خواهم نمود ، سپس دستور داد آن دو را سنگسار كنند عبد اللّه بن عمر گويد : من نيز جزء كسانى بودم كه آن دو را سنگسار كرديم .
ولى ابن عباس گويد : اين آيه ( 42 ) از سورهء مائده دربارهء يهود و خونبهائى كه در بنى قريظة و بنى النضير معمول بود نازل گشت ، و جريان از اين قرار بود كه يهوديان بنى النضير براى كشتگان خودشان بخاطر قدرت و نيروئى كه داشتند و خود را بزرگتر و شريفتر از ديگران مىپنداشتند خونبهاى كامل ميگرفتند ولى براى كشتگان بنى قريظة نصف خونبها مىپرداختند ، يهوديان در اين باره رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را بحكميت انتخاب كردند تا او حكومت كند و آن حضرت آنها را مجبور كرد تا از حق پيروى كنند و خونبها را در ميان خود بطور مساوى بپردازند . و اللّه اعلم .
و دربارهء نزول آيه 48 گويند كه سبب نزول اين آيه كريمه اين بود كه كعب
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 374
مساهمون: ابن هشام الحميري
ص٣٧٤