تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
( 1 ) و برخى گفته‌اند كه عبد اللّه بن ثامر نيز بدست ذو نواس كشته شد .

كشف شدن جسد عبد اللّه بن ثامر در زمان خلافت عمر :

ابن اسحاق نقل كند كه در زمان خلافت عمر بن خطاب مردى از اهل نجران در يكى از ويرانه‌هاى آن شهر زمين حفر ميكرد بناگاه بجنازهء عبد اللّه بن ثامر برخورد كه هم چنان نشسته و دست خود را روى زخم سر گذارده و از دنيا رفته است و چون دست او را از روى آن زخم بر ميداشتند خون فوران ميكرد ، و چون دست را رها ميكردند دوباره به روى همان زخم بر ميگشت و خون ميايستاد ، و در دست او انگشترى بود كه روى نگين آن نوشته شده بود : « ربىّ اللّه » ( يعنى پروردگار من خداى يگانه است ) . پس در اين باره نامهء بعمر بن خطاب نوشتند و او در جواب نوشت : او را به همان حالى كه هست در همان جائى كه بوده دفن كنيد و روى بدنش را بپوشانيد .

استيلاى لشگر حبشه بر مملكت يمن و كشته شدن ذو نواس

ذو نواس چنانچه گفته شد مردم نجران را بجرم خداپرستى طعمهء آتش سوزان و شمشير برّان كرد ، از آن ميان مردى از نصاراى نجران از قبيلهء سبأ بنام « دوس ذو ثعلبان » بر اسب خود سوار شده بگريخت ، لشگريان ذو نواس او را تعقيب كردند ، او كه چنان ديد راه ريگستان و بيابان را در پيش گرفت ، و آنان كه از تعقيب او عاجز و خسته شدند رهايش كرده باز گشتند . ذو ثعلبان كه از خشم ذو نواس و لشگريانش او آسوده خاطر شد و جانى بدر برد راه روم را در پيش گرفت و هم چنان بيامد تا بدربار قيصر پادشاه روم رسيد و شكايت ذو نواس و لشگر او را بقيصر كرد ، و براى انتقام كشته‌گان نجران از او استمداد نمود .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 29 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى