تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
( 1 ) با عصائى كه در دست داشت بسر عبد اللّه زد عصا سر عبد اللّه را شكست و با اينكه شكستگى مزبور چندان مهم و كارى نبود عبد اللّه با همان زخم كشته شد ، و بدنبال كشته شدن عبد اللّه پادشاه نيز در همانساعت بمرد . مردم نجران كه چنان ديدند همگى بدين عبد اللّه بن ثامر در آمدند و قانون انجيل و شريعت حضرت عيسى عليه السلام را پذيرفتند ، و بدين ترتيب مردم شهر نجران بدين نصرانيت در آمدند . ابن اسحاق گويد : اين بود جريان نفوذ دين مسيح در شهر نجران مطابق نقل محمد بن كعب قرظى و برخى از مردم نجران ، و اللّه اعلم .

آمدن ذو نواس به شهر نجران و كندن حفيره‌هاى آتش براى پيروان دين مسيح :

پس از اين جريان ذو نواس با لشگرى گران به شهر نجران آمد و آنان را بدين يهود و دست كشيدن از دين نصارى دعوت كرد ، و به آنها اخطار كرد كه يا دين يهود را بپذيرند و يا آماده كشته شدن گردند ؟ مردم نجران كشته شدن را پذيرفتند ولى دين يهود را نپذيرفتند . ذو نواس دستور داد براى ايشان حفره‌هائى دراز به صورت نهر بكندند و در آنها آتش افروختند مردم را در كنار آنها بياوردند پس جمعى را بوسيلهء آتش بسوزاند و گروهى را با شمشير كشته و يا دست و پا و گوش و بينى آنها را بريد و بدين وسيله آنان را بقتل رساندند ، و رويهمرفته بيست هزار نفر از آن مردم را كشتند . و دربارهء همين ذو نواس و لشگرش خداى تعالى اين آيات را به پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله نازل فرمود : « كشته شدند اصحاب حفيره‌ها ، آن آتش فروزان ، كه ايشان در كنارش نشسته بودند ، و آنان گواه بودند بر آنچه نسبت بمؤمنان انجام دادند ، و خشم نكردند برايشان جز براى اينكه آنان بخداى عزيز و ستوده ايمان آوردند » [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء بروج آيه‌هاى 4 الى 8 .