( 1 ) معاذ بن عفراء پيش آمده عرض كرد : اينجا متعلق به فرزندان يتيم عمرو :
سهل و سهيل است كه در تحت سرپرستى من هستند و من آن دو را راضى ميكنم تا بشما واگذار كنند و شما در اينجا مسجدى بنا كنيد .
( پس از اينكه معاذ رضايت آن دو كودك را تحصيل كرد ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دستور داد در آنجا مسجدى بنا كنند . و خود به خانه ابو ايوب ( كه در كنار همان زمين بود ) درآمد ، و تا اتمام بناى مسجد و حجرههاى اطراف آن در خانه ابو ايوب بسر برد ، و پس از اتمام مسجد حجرات اطراف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بدانجا منتقل شد .
كمك رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در بناى مسجد :
پس از اينكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دستور بناى مسجد را در آن زمين داد ابتدا خود آن حضرت دست به كار ساختمان مسجد شد تا مسلمانان نيز ترغيب شوند و از همين رو عموم مهاجر و انصار در بناى مزبور شركت جسته و كوشش بسيارى در اتمام آن كردند ، و هر يك براى خود زمزمهاى داشتند و شعرى ميخواندند .
برخى به اين شعر مترنم بودند :
لئن قعدنا و النبى يعمل * لذاك منا العمل المظّل
يعنى اگر ما بنشينيم و پيامبر كار كند كار زشت و ناروائى انجام دادهايم .
و برخى ديگر اين شعر را ميخواندند :
لا عيش الا عيش الاخرة * اللهم ارحم الانصار و المهاجرة
يعنى عيش و خوشى وجود ندارد مگر در آخرت ، خدايا انصار و مهاجر را مورد رحم و عطوفت خويش قرار ده .
و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اين شعر را به اين صورت ميخواند :
« لا عيش الا عيش الاخرة * اللهم ارحم المهاجرين و الانصار »
و على بن ابى طالب عليه السلام اين ارجوزه ميخواند :
لا يستوى من يعمر المساجدا * يدأب فيه قائما و قاعدا
و من يرى عن الغبار حائدا