تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
( 1 ) برسول خدا صلى اللّه عليه و آله و ابو بكر ميرسانيد و از آن سو عامر بن فهيرة غروب كه ميشد گله گوسفند ابو بكر را بدر غار مىبرد و آن دو از غار بيرون آمده و از شير آنها دوخته مىنوشيدند و گاهى هم يكى از آن گوسفندان را كشته و از گوشتش غذا طبخ ميكردند . و براى اينكه رد پاى عبد اللّه بن ابى بكر كه شبها بدر غار مىآمد و صبح باز گشت محو شود قرار گذاردند كه هر روز صبح هنگامى كه عبد اللّه از در غار حركت مىكند عامر بن فهيرة گوسفندان را پشت سر او در همان خطى كه او به راه ميافتاد حركت دهد تا اثر پائى از او بجاى نماند .

خروج از غار :

پس از اينكه سه روز بدين منوال گذشت عبد اللّه بن ارقط كه پيش از اين او را براى نشان دادن راه اجير كرده بودند با مركبها بنزد ايشان آمده و اسماء دختر ابو بكر نيز سفرهء غذائى براى ايشان آورده بود ، و هنگامى كه خواست آن را به ترك شتر ببندد متوجه شد كه فراموش كرده بندى براى آن قرار دهد از اين رو چادر كمرى خود را ( كه عرب بدان نطاق گويند ) از كمر باز كرد و بهم پيچيد و به صورت بندى ساخته و سفره را بوسيلهء آن به ترك شتر بست . و برخى گفته‌اند آن را به دو نيم كرد نيمى را به صورت طناب در آورد و سفره را بوسيلهء آن بر شتر بست و نيم ديگر را مجددا بكمر خويش بست و از همين رو او را « ذات النطاقين » گفتند . هنگام سوار شدن ابو بكر پيش آمده و آن شترى كه بهتر بود براى سوارى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پيش آورد ، حضرت فرمود : شترى را كه مال من نيست سوار نمىشوم ! ابو بكر عرض كرد : اين شتر از آن شما باشد ! حضرت فرمود : به اين صورت من آن را نمىپذيرم ولى قيمت خريد آن را تعيين كن ، عرض كرد : آن را بفلان مبلغ خريدارى كرده‌ام ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : من آن را به همان قيمت از تو خريدارى كردم ، ابو بكر پذيرفت و حضرت سوار شد و بدين ترتيب يك قافلهء چهار نفرى كه عبارت بودند از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و ابو بكر و عامر بن فهيرة غلام او