( 1 ) « يس ، قسم به قرآن حكمت آموز ، كه تو البته از پيامبرانى ، و پيرو راه راستى ، اين قرآن از جانب خداى مقتدر مهربان نازل گشته » . . . تا اين آيه كه فرمايد : « و از پيش رويشان و از پشت سرشان سدّى قرار داديم و چشمهايشان را تيره ساختيم تا چيزى نبينند » [ ( 1 ) ] .
محمّد صلى اللّه عليه و آله اين آيات را خواند و بر سر تمامى ايشان خاك افشانده و بدان سو كه مأموريت داشت حركت كرده از نظرها ناپديد شد .
و در همان دم رهگذرى از پيش ايشان گذشته و بدانها گفت :
بانتظار چه كسى در اينجا نشستهايد ؟
گفتند : بانتظار محمّد ! رهگذر گفت : خدايتان نااميد كرد و به خدا سوگند محمّد از خانه خارج شد و بسر همهء شما خاك ريخت و بدنبال كار خود رفت ، و اگر صدق گفتار مرا خواهيد دست بسرهاى خود بكشيد . اين را گفت و او نيز برفت .
مشركين دست بسر خود كشيده ديدند روى سرهايشان خاك ريخته شده از اين رو برخاسته به طرف در خانه آمده و بهر وسيله بود شروع بتفحص كردند ، ولى چون على در جاى آن حضرت خوابيده بود و برد مخصوص رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را به خود پيچيده بود با هم گفتند :
به خدا اين محمّد است كه در جاى خود خوابيده و اين برد مخصوص او است كه روى او افتاده است . و همين مطلب سبب شد كه آنها تا بصبح در همانجا بمانند و چون صبح شد و على عليه السلام از بستر آن حضرت برخاست دانستند كه آن رهگذر راست ميگفت . و از آياتى كه در اين باره نازل شد دو آيهء ذيل است :
1 - « به ياد آر وقتى را كه كافران با تو مكر ميكردند تا تو را از مقصد خويش باز دارند يا بقتل رسانند يا از شهر بيرونت كنند ( تو كار خود به خدا واگذار ) آنان مكر ميكنند و خدا نيز با آنها مكر مىكند و خدا بهتر از هر كس مكر تواند
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء يسن آيه 1 - 9 .