( 1 ) كرد » [ ( 1 ) ] .
2 - « يا اينكه ( كافران ) گويند محمّد شاعرى است و ما انتظار مرگ او را داريم ، بگو شما بانتظار مرگ من باشيد كه من نيز منتظر ( مرگ شما ) هستم » [ ( 2 ) ] و بدين ترتيب خداى تعالى پيامبرش را مأمور بهجرت فرمود .
ابو بكر در ركاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله :
ابو بكر چنانچه پيش از اين گفتيم چند بار از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى مهاجرت بمدينه استيذان كرد و حضرت هر باره ميفرمود : عجله مكن شايد خداوند رفيقى برايت فراهم سازد .
اين سخن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ابو بكر را بطمع انداخت كه ممكن است مقصود حضرت از آن رفيق خود آن بزرگوار باشد ، از اين رو دو مركب سوارى خريدارى كرده و در خانه نگهدارى ميكرد و آذوقه ميداد .
از عايشه حديث كنند كه گويد در اين اواخر رسم پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله چنان بود كه هر روز يك بار يا طرف صبح و يا سمت شام به خانه ما ميآمد تا روزى كه آن حضرت مأمور بهجرت از مكه شد هنگام ظهر در آن وقتى كه گرما بشدت رسيده بود ناگهان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بر خلاف عادت بخانهء ما آمد پدرم كه چنان ديد بما گفت : مسلما پيش آمد تازهاى شده كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در اين ساعت بخانهء ما آمد پس از جاى خود برخاسته و حضرت را در جاى خويش نشانيد و جز پدرم و من و خواهرم اسماء ديگرى در خانه نبود .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نشست و نگاهى بابو بكر كرده فرمود : اطاق را خلوت كن ابو بكر عرض كرد : كسى جز اين دو دختر من در اطاق نيست ، مگر چه پيش آمدى كرده ؟ فرمود : خداى تعالى به من اجازه داده تا از مكه هجرت كنم ! پدرم ابو بكر عرض كرد : مرا هم بهمراه خود ميبرى ؟ فرمود : آرى ! ابو بكر از شوق بگريه افتاد سپس عرض كرد : من دو مركب از چندى پيش خريدارى كرده و براى
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء انفال آيه 30 .
[ ( 2 ) ] سورهء طور آيه 30 - 31 .