( 1 ) و برخى گويند : طلحة بخانهء اسعد بن زرارة كه از تيرهء بنى النجار بود وارد شد .
و در داستان هجرت صهيب نقل كنند كه چون خواست از مكه بيرون آيد قريش بنزد او آمده گفتند : تو هنگامى كه به اين شهر درآمدى مردى فقير و بينوا بودى ، و در اين شهر داراى ثروت و اندوختهء شدى و به اين پايه از ثروت رسيدى اكنون ميخواهى مالى را كه در اينجا بدست آورده و اندوختهاى از اين شهر خارج سازى ؟ به خدا ما از اين كار جلوگيرى خواهيم كرد ! صهيب گفت : اگر من از مال خود صرف نظر كنم رهايم ميكنيد ؟
گفتند : آرى .
گفت : آنچه دارم بشما واگذار كردم . و بدين ترتيب خود را از دست آنها رها كرده بمدينه هجرت كرد .
و چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله داستان او را شنيد دو بار فرمود : صهيب ( در اين معامله ) سود برد !
منزل حمزة و زيد و ابن مرثد و ديگران :
ابن اسحاق گويد : حمزة بن عبد المطلب ، و زيد بن حارثة ، و ابو مرثد - كنّاز بن حصن ( يا حصين ) - و پسرش مرثد غنوى ، و أنسة ، و ابو كبشة - كه هر دو در زمرهء آزادشدگان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بودند - در محلهء قباء در خانهء كلثوم بن هدم كه از تيرهء بنى عمرو بن عوف بود منزل كردند .
و برخى گفتهاند : اينان بر سعد بن خيثمة وارد شدند .
و گروهى گويند : حمزة بن عبد المطلب بخانهء اسعد بن زرارة رفت .
و از آن جمله عبيدة بن حارث بن عبد المطلب ، و دو برادرش طفيل بن حارث و حصين بن حارث ، و مسطح بن اثاثه ، و سويبط بن سعد ( كه از تيرهء عبد الدار بود ) و طليب بن عمير ( كه از تيرهء عبد بن قصى بود ) و خباب ، همگى در قباء بخانهء عبد اللّه بن سلمة - از تيرهء بلعجلان - رفتند .