( 1 ) دار الندوة - كه قصى بن كلاب آن را بنا كرده بود و قريش براى تصميم در هر كارى در آن خانه اجتماع ميكردند - جمع شده و دربارهء رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بمشورت پرداختند .
در آن روز كه براى اين كار اجتماع كردند شيطان به صورت پيرى پشمينه پوش ، خوش قيافه و ظاهر الصلاح در آنجا حاضر شده دم در ايستاد .
بزرگان قريش گفتند : پير مرد اهل كجائى ؟
گفت : اهل نجد هستم و چون شنيدم شما براى كار مهمى در اينجا اجتماع كردهايد آمدم تا سخنانتان را بشنوم و آنچه لازمهء نصيحت و خير انديشى است تذكر داده و در اين باره كوتاهى نكرده باشم ! قريش گفتند : خوش آمدى قدم به داخل خانه بگذار .
پير مرد نجدى وارد شده در كنار بزرگان قريش بنشست و آنها به ترتيب قبائل عبارت بودند از :
عتبة بن ربيعة ، برادرش شيبة ، ابو سفيان بن حرب - از بنى عبد شمس .
و طعيمة بن عدى ، جبير بن مطعم ، حارث بن عامر بن نوفل - از تيرهء نوفل بن عبد مناف .
و نضر بن حارث بن كلدة - از بنى عبد الدار بن قصى .
و ابو البخترى بن هشام ، زمعة بن اسود بن مطلب ، حكيم بن حزام ، از بنى اسد بن عبد العزى .
و ابو جهل بن هشام - از بنى مخزوم .
و نبيه و منبه پسران حجاج - از بنى سهم .
و امية بن خلف - از قبيله بنى جمح .
و افراد ديگرى نيز از ساير قبائل قريش بودند كه البته چندان معروفيتى نداشتند .
صحبت در بارهء محمّد صلى اللّه عليه و آله شروع شد و هر كس براى جلوگيرى از توسعهء تبليغات و دستگيرى و احيانا نابودى و قتل آن حضرت سخنى گفت .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 313
مساهمون: ابن هشام الحميري
ص٣١٣